جستجو در سایت

     
 
 
     

جستجو در مشاغل

     
 
 
     

جستجو در گالری

     
 
 
     
 

هفتمين كنفرانس نظام اداري الكترونيكي



ارسال گزارش به حراست

منوهای پورتال

تدبر در قرآن کریم

 

مطبوعات استان

پیوندها

ویژگی هاى فرهنگى بيرجند چاپ ارسال به دوست
24 شهریور 1386 ساعت 12:19

  فصل ششم

    ويژگى‏هاى فرهنگى بيرجند

 تعريف فرهنگ

    فرهنگ از دو كلمه »فر« و »هنگ« تشكيل شده است، »فر« به معنى شان وشوكت، و رفعت و »هنگ« از ريشه اوستائى Thang به معنى كشيدن و گسترش دادن مى‏باشد. بنابراين مفهوم فرهنگ گسترش سطح دانش و بينش افراد مى‏باشد، از اين جهت كلمه فارسى فرهنگ با كلمه لاتين  Educationبه معنى تعليم وتربيت مطابقت دارد. باتوجه به نژاد، زبان، زمان، دين، محل جغرافيائى وسطوح كمى و كيفى آموزشهاى تجربى و كلاسيك، طبعاً ويژگى‏هاى فرهنگى گروههاى مختلف باهم متفاوت مى‏باشد، و شناخت ارزشها، باورها، رفتارها و هنجارهاى آنها در مراسم مختلف شايان توجه است.

    در اين فصل به آداب و رسوم به طور كلى و به مواردخاصّى از قبيل خواستگارى، مراسم باران، چاووش خوانى، عزادارى، لالائى محلى، موسيقى، بازيها و سرگرمى‏ها، گويش محلى بيرجندى و مطالبى از اين قبيل به طور اختصار پرداخته شده است.


 آداب و رسوم مردم بيرجند

    اهالى شهرستان بيرجند عموماً خون گرم، مهمان نواز و شيعه اثنى‏عشرى هستند، جز قسمتى از شهرستان كه برادران اهل تسنن در جوار ساير افراد اقامت دارند.

    مردم بيرجند براى بزرگترها احترام خاصى قائلند. از اين جهت در اعياد رسم است كه كوچكترها به ديدن بزرگترها مى‏شنابند. بويژه ديدار روحانيون شهر مقدم بر ساير بازديدها مى‏باشد.

    همچنين پاى‏بندى و اهميت دادن به اعياد مذهبى و ملى و سنت‏هاى محلى از ويژگى‏هاى مردم اين شهر است. به عنوان مثال ديد وبازديد ايام عيد كه جهت انجام صله رحم برگزار مى‏شود، يا برپائى رسم ديرينه چهارشنبه سورى، چيدن سفره هفت سين، پختن شيرينى‏هاى محلى مانند: رووركرده، زنجبيلى، نان پنجره، نان قيفى، و.... تهيه آجيل‏هاى محلى مانند تخم كدو، تخم هندوانه، تخم خربزه، عناب، سنجد، گندم شور، كله‏كنو،كله كنجد(25)، مغز بادام وزردآلو، كشته توت، گردوى شور، مغز دك )بادامك كنوى شوركرده )شاهدانه( در شهر و روستا معمول است. در روستاهاى بيرجند نيز با نان و كماج روغنى و چاى زعفران از مهمانان خود پذيرائى مى‏كنند.

    در هنگام تحويل سال نو، افراد خانواده سعى دارند گردهم باشند و خانم خانواده وظيفه دارد كه سفره زيباى هفت سينى كه درآن علاوه بر 7 ماده كه با حرف "س" شروع مى‏شوند، كلام‏اللَّه مجيد، آينه شمعدان و يك تنگ آب كه درآن چندماهى قرمز نگه داشته مى‏شود، براى‏مراسم تحويل سال فراهم نمايد. دراين هنگام بزرگتر خانواده شروع به تلاوت آيات كلام‏اللَّه مجيد و بويژه "يا مقلّب القلوب والابصار...." مى‏نمايد و به محض تجديد سال بزرگترها صورت كوچكترهارا مى‏بوسند و كوچكترها دست بزرگترها. دراين موقع افراد بزرگتر به كوچكترها به فراخور توانائى خود و به رسم بركت هديه مى‏دهند. مراسم ديد وبازديد سال نو حداقل تا روز 13 ادامه دارد.

  از دويا سه هفته مانده به عيد سعى مى‏شود كه نسبت به روياندن سبزه اقدام كنند. براى اين منظور عدس، گندم، ماش ويا ساير گياهان دانه ريز را به كمك يك پارچه بر روى تنگ سفالى و يا برروى يك بشقاب مى‏رويانند و آن را تا روز سيزده بر روى سفره هفت سين به عنوان شگون نگه مى‏دارند ودرروز ياد شده جملگى به مزارع وخارج از شهر مى‏روندوسر سبزى را باخود مى‏برندوبه دور مى‏اندازند تا نحوست را از خودوخانواده دور كنند.

    در باب برگزارى مجالس مذهبى كه با علاقه و اعتقاد براى برپائى آن مى‏كوشند، مى‏توان از تعزيه و عزادارى ايام محرم و صفر و رمضان، بخصوص ايام تاسوعا و عاشوراى حسينى و شب‏هاى 21-19 رمضان به مناسبت ضربت خوردن و شهادت اميرمؤمنان على)ع( نام برد. برپائى مجالس ترحيم افراد خانواده در روزهاى سوم، هفتم، چهلم وسالروز اموات مرسوم است.

    روز برات )روز چهاردهم ماه شعبان( افراد به ياد اموات خود به قبرستان مى‏روند و بادادن خيرات، روح اموات خود را شاد مى‏كنند. دراين روز، نانهاى خوشمزه محلى جهت شادى ارواح رفتگان در بين مردم تقسيم مى‏شود. روز برات درست مانند يك مهمانى با شكوه مى‏باشد كه در آن سفره‏هاى بزرگ شيرينى، ميوه و غذا برروى مدفن افراد پهن مى‏گردد و قبرستان را به صورت يك سالن پذيرائى بزرگ جلوه گر مى‏سازد.

    مردم به ديد و بازديد از اقوام و دوستان خود خاصه در فصل زمستان و در شب‏ها علاقه وافرى نشان مى‏دهند و تا پاسى از شب در منزل يكديگر به گفتگو مى‏نشينند. در اين ديد وبازديدها از مهمانان با انار، خربزه و هندوانه‏هاى زمستانى و پَختَه )برگه هلو وزردآلو(26)) و آجيل پذيرائى مى‏شود.

    تهيه گوشت داغ كه به آن قرمه نيز مى‏گويند از رسم‏هاى ديرين اين منطقه در فصل زمستان است. مردم درايام گذشته كه وسائل نگهدارى غذاهاى متفاوت وجود نداشت، سعى مى‏كردند يك يا چند گوسفنددر زمستان ذبح كنند و پس از قطعه قطعه كردن گوشت و استخوان و دنبه تمام گوشت گوسفند را با شعله و بخوبى بپزند. گوشت‏ها را پس‏از پخته شدن در داخل حلب مى‏ريزند و روغن باقيمانده را درآخر بر روى گوشت‏ها اضافه مى‏كنند. تا گوشت‏ها در زير لايه ضخيمى از روغن براى چند ماه بخوبى نگهدارى شوند. گوشت قرمه را درمكان سردى نگهدارى و بتدريج در طول زمستان از آن استفاده مى‏كنند.

    در بيرجند انواع پلو شامل: ارزن‏پلو، رشته‏پلو و گندم‏پلو )گندم بلغور( مرسوم است و چنانچه اين پلوها با قرمه ميل شوند، غذائى بمراتب خوشمزه‏تر از انواع پلوهاى فعلى به‏دست مى‏آيد.

    در قديم مراسم كف زنى نيزانجام مى‏شد. در شب‏هاى طولانى زمستان كه اقوام و آشنايان، به گردهم جمع مى‏شدند، در تغار بزرگى چوبك جوشيده شده مى‏ريختند و بعد با يك دسته چوب گز يا انار، آنقدر چوبك را به هم مى‏زدند تا كف بسيار زيادى توليد مى‏كرد واين كف بالا مى‏آمد. آن گاه كف را با شيره انگور و مغز گردو، پسته يا بادام با اشتياق زيادى مى‏خوردند.

  بزرگداشت بلندترين شب سال به عنوان شب يلدا نيز با ديدار  دوستان واقوام و آشنايان و پذيرائى با خربزه، هندوانه وانار معمول و متداول‏است.

    صرف نظر از مراسم عقد و ازدواج كه آن را با شكوه زيادى برگزار مى‏كنند، معمولاً شب ششم تولد نوزادان و نيز براى ختنه اولاد خود جشن مى‏گيرند و ملاقات كننده‏ها معمولاً مبالغى پول و يا هدايائى به نوزاد و يا ختنه شده اهداء مى‏كنند.

    در دهات بيرجند رسم است، كه هرگاه كسى درايام عيد به ديدن آنها برود، صاحب خانه مقدارى نان خشك با يك پياله شيره انگور ويك بشقاب قليه كدو )مشتمل بر كدوحلوائى، عدس و كشك( در سينى گرد مسى جلوى مهمان مى‏گذارد تا به اصطلاح با هم، هم نمك شوند.


 خواستگارى

    يكى ديگر از رسوم معمول در شهرستان بيرجند به خواستگارى رفتن زنى از نزديكان داماد به خانه عروس مى‏باشد. منتهى در سابق مكالماتى ردوبدل مى‏شده كه امروزه تقريباً منسوخ شده است، ليكن شنيدن آنها خالى‏از لطف نيست.

 وقتى در خانه عروس كوبيده مى‏شود، مادر دختر از درون مى‏پرسد:

 كِنِه كِنِه (چه كسى هست)

 زن مى‏گويد: دَرواكُنه، بِرشما حنا بيار دام )دررا باز كنيد براى شما حنا آورده‏ام(

 مادر دختر جواب مى‏دهد:

 بابانَشَوه رَضِى، حنايون شما از خود شما، دختر ندارم بِرشما

( بابا راضى نمى‏شود وحناهاى شما مال خودشما، دختر براى شما ندارم)

 و بعداً مادر دختر مى‏پرسد: بِر دختر ما چه بِيَاردَه

 (براى دختر ما چه آورده‏ايد)

 مادر پسر پاسخ مى‏دهد:

 صد اخته وصد بخته، صدمَه آرد و رخته، صد پلاس و صد قَلِى،

 صد لَحاف وصد نَلِى، صد كُرّه و صد اسبى، صد تُمَن عَبّاسى

 (صد گوسفند نر اخته شده، صدمن آرد الك شده، صد پلاس وصد قالى)

 (صد لحاف و صد تشك، صد اسب و كره‏اسب، صد تومان عباسى)

 بااين بيان مادر راضى مى‏شود و مى‏گويد:

 بابابشوه رَضى، وقته بشوه رَضى، هموصد تَمن عباسى

 (حالا بابا راضى مى‏شود 0 وقتى راضى شد، همان صد تومان عباسى كفايت مى‏كند)


 مراسم درخواست باران در بيرجند

    در گذشته‏هاى نه چندان دور وقتى باران نمى‏آمد و اميد مردم به يأس تبديل مى‏شد، در حاشيه شهر، دعاى باران مى‏خواندند و يا مردم پيكره چوبى به شكل يك مترسك به نام اَتَالو مى‏ساختند و آن را در كوچه‏ها مى‏گرداندند وبه صورت حركت دسته جمعى اين ترانه محلى كه نشانه استغاثه مترسك ( آدمك)از خداوند مى‏باشد، مى‏خواندند:

    اَى خُدابَارُكو

 اَتَاَّلَوْ(27) مَتاَّلو اى خدا بَاْرُكو(28)

 بَاْرُى اُوشَارُكُوْ(29)

 تَلَّوْىِ(30) ما تِشْنَه شُدَه

 وَرْكُوهُ وَر پُشتَه شُده

 آب غَديرش مَاْيَهْ(31)

كَمچه(32) شيرش مَاْيه

 گندم دِ زير خاكه

 ازتشنگى هلاكه

 اى خدا بَارو كو

بَاْرى اُوشَْارُكو

 رحمى به گوسفندا كن

وَرجُوْن چُوْپُوْنوكُو

 چُوْ پّوْ پنَير ماْيَه

نُوْن پَتَيرِ مَاْيه

 بارش به يَايَه گل شو

گندم دَارُ بيدل شو

 يا رَب بِده تو بَاْرُ

به حقّ شاه مَرْدُ(33)


 رمضان خوانى

    در شب‏هاى ماه مبارك رمضان، دسته‏هائى از پسران يك محله با هم جمع مى‏شوند و با خواندن اشعارى تقاضا مى‏كنند كه از طريق منازل به آنها خيرى برسد. چنانچه باخواندن اشعار به آنها شيرينى، پول ويااز اين قبيل برسد، به صاحب خانه دعا مى‏كنند و در غير اين صورت اشعارى در بدگوئى از آنها مى‏خوانند. در بين آنها يك نفر نقش سر گروه را به عهده مى‏گيرد وديگران در خواندن اشعار بويژه شعر"هاى رمضان...." او را يارى مى‏كنند.

                           

                            « رمضانى»

 هاى‏رمضان يارب يا رب رمضان

 رمضان اللّه خوشنام خدا

    رمضان آمد با سيصد سوار

 چوبى برداشته كه تو روزه بدار

    روزه مى‏گيرم لاغر مى‏شوم

 گر نمى‏گيرم كافر مى‏شوم

    رمضان آمد مهمانش كنيد

 بزوبزغاله به قربانش كنيد

 هاى رمضان يا رب يا رب رمضان

 رمضان اللّه خوشنام خدا

    اين سرااز كيه دربالاخونه

 كتاب ليلى ومجنون مى‏خونه

    اين سرا از كيه رو ور روزه

دو دختر داره كه مخمل دوزه

    اين سرا از كيه رو ورباده

 دو پسر داره كه نو داماده

 هاى رمضان يا رب يا رب رمضان

رمضان اللّه خوشنام خدا

    اين سراازكيه دالان دراز

 مو طمع دارم بشقاب پياز

    اين سرا ازكيه خش خش مى‏آيد

 طبق پسته و كشمش مى‏آيد

    اين سرا ازكيه چاهى كنده‏اند

 دشمنان اينها را مارى كنده‏اند

 هاى رمضان يارب يارب رمضان

رمضان اللّه خوشنام خدا

 بعد از اين اشعار اشعارى را در وصف انبياء واولياء مى‏خوانند تا صاحب خانه چيزى به آنها بدهد و اظهار مى‏دارند كه هر چه دارند، بدهند:

 از سفيدى آهك تا سياهى زغال

 سنگ پنج من ته جوال

 بازم زياد بازم زياد

 هرچه دارى زودتر بيار

 مدتى صبر مى‏كننداگر خبرى نشد، اضافه مى‏كنند:

 آقايان مارا ياد كنيد

راه ما دور است مار آزاد كنيد

 باز اگر خبرى نشد، مى‏خوانند:

 سنگ ته جوال

 هرچه دارى زودتر بيار

 باز مدتى صبر مى‏كنند چنانچه خبرى نشد اشعارى در مذمت صاحبخانه مى‏خوانند كه تنها به ذكر يك بيت آن اكتفا مى‏شود:

 اين سَر سِرا ميخ زنم

آن سَر سِرا ريخ زنم

 دراين موقع كه صاحبخانه از دست آنها به تنگ آمده با ريختن يك ظرف آب آنها را فرارى مى‏دهد.


چاووش خوانى

    چاووش خوانى مراسم زيبائى است كه به هنگام عزيمت به مكه معظمه و عتبات عاليات و يا بازگشت زائرين اشعارى نغز ودلنشين، توسط چاووش خوانان خوانده مى‏شود و ديگران نيز باهم نوائى با چاووش خوان به وجد و شوق مى‏افتند. چاووش خوانها معمولاً در رفت وبالاخص در بازگشت زائران تا چند كيلومتر به بدرقه و يا پيشواز مى‏روند و افراد را شاد و مسرور مى‏سازند.

 قسمتى از اشعار چاووش خوانى به شرح زير است: 

 هركه دارد هوس كرببلا بسم‏الله

هركه دارد سر همراهى ما بسم‏اللَّه

 بر مشامم مى‏رسد هر لحظه بوى كربلا

 بردلم ترسم كه ماند آرزوى كربلا

                                   ××××××

 تشنه آب فراتم اى اجل مهلت بده

تا بگيرم دربغل قبر شهيد كربلا

 چه كربلاست كه عالم به هوش مى‏آيد

 صداى ناله زينب به گوش مى‏آيد

                                  ××××××                      

 كه برحبيب خداختم انبياء صلوات

به شاه قُبّه طلا حضرت رضا صلوات

 به يازده پسران على عمرانى

به نور انورهر يك جدا جدا صلوات

                                  ××××××                     

 صلوات نامه‏اى به جمال محمّد است

قرآن تمام فضل‏و كمال محمد است

 در طاق عرش نام محمد نوشته است

صلوات بر محمد وآل محمد است

                                   ××××××                     

 چونكه ماعزم كربلا كرديم

طلب نصرت از خدا كرديم

 دل زشهر و ديار بركنديم

رو به گلزار كربلا كرديم

                                    ××××××                      

 ز تربت شهدا بوى طيب مى‏آيد

 صداى ناله زقبر حبيب مى‏آيد

 برو به مشهد و شاه رضا زيارت كن

زتوس بوى امام غريب مى‏آيد

                                    ××××××                     

 شهيد دانه انگور من فدات شوم

فداى روضه پرنور وبا صفات شوم

 از آن دمى كه تورا زهر دادند مولا

 فداى آن دل پر درد بى‏دوات شوم

                                  ××××××                        

 زان دم كه سر حسين بر نيزه زدند

 مرغان هوا زهر طرف خيمه زدند

 مرغان هوا و ماهيان دريا

از بهر حسين، سنگ بر سينه زدند

                                 ××××××                        

 در بازگشت ازكربلاياسايراماكن‏متبركه

  ما سلام از روضه شير خدا آورده‏ايم

 روى پر گردو غبار از كربلا آورده‏ايم

 بسكه رخت آلوده‏ايم‏برمرقدشاه‏نجف

بوى‏مشك‏وعنبر وعطروگلاب آورده‏ايم

                               ××××××                          

 كه بر حبيب خدا ختم انبياء صلوات

 به شاه قبه طلا حضرت رضا صلوات

 به يازده پسران على عمرانى

 به نورانور هر يك جدا جدا صلوات

                               ××××××                          

 در جهان مى‏گردم ودل مى‏كندياد حسين

لاله چون سرمى‏زند برقدشمشاد حسين

 من به دل‏گفتم كه خاك كربلا برسركنم

از زمين كربلا بر خاست فرياد حسين

                               ××××××                         

 يك شب به بيابان نجف خوابيدم

 درعالم خواب اين سخن بشنيدم

 اى قافله سالار بيابان نجف

صد ساله گناهان تورا بخشيدم

                               ××××××                          

 صلوات راخدا گفت

 جبرئيل با رها گفت

 در شأن مصطفى گفت

 صل‏على محمد، صلوات بر محمّد

                                ××××××                        

 صلوات را كه گفتى

 نام خوشش شنفتى

 بهتر زهر چه گفتى

 صّل على محمد، صلوات بر محمّد

                               ××××××                        

 بارالهانشود لال به هنگام ممات

هر زبانى كه فرستد به محمّد صلوات

                               ××××××                        

 خورشيد جهان روبه‏خراسان سرزد

اندردل خارجى دوصد خنجر زد

 از معجز توست اى امام هشتم

كز خشت طلا گُل سفيدى سرزد

                               ××××××                        

 ايوان نجف عجب صفائى دارد

حيدر به‏نگر چه بارگاهى دارد

 اى كعبه به خودمبال از روى شرف

جايى به نشين كه هركه جائى دارد

                                ××××××                       

 پرچم سرخ حسين و پرچم سبز رضا

اين به ايران سايه افكند آن به‏دشت كربلا

                               ××××××                        

 ما سلام از روضه شاه رضا آورده‏ايم

روى پر گردوغبار از كربلا آورده‏ايم.

 بسكه رخت آلوده‏ايم بر مرقد شاه نجف

بوى‏مشك‏وعنبرو عطر وگلاب آورده‏ايم

                                ××××××                       

 بارالها نشود لال به هنگام ممات

هر زبانى كه فرستد به محمّد صلوات


 مراسم عزادارى در ماههاى محرم وصفر(امام حسين‏ ع)

    مردم شهرستان بيرجند، با توجه به تعصبات دينى و گرايش‏هاى عميق مذهبى، تمام ماه محرم و ماه صفر را جزو ماههاى عزامى‏دانند. دراين ماهها نه تنها لباس سياه بر تن مى‏كنند، بلكه از برپا كردن هرگونه مراسم شادى شامل: ازدواج، جشن و سرور در محافل خانوادگى و شب نشينى‏ها خوددارى كرده، فرصت را براى شركت در مراسم عزادارى حسينى غنيمت مى‏شمرند، شركت در تاسوعا و عاشوراى حسينى و همچنين در دهه آخر ماه صفر كه‏همزمان با اربعين حسينى )ع( 20 صفر، ومصادف با رحلت حضرت رسول )ص( و شهادت امام حسن مجتبى )ع( 28 صفر، و شهادت امام رضا)ع( 29 صفر، مى‏باشد، برخود واجب مى‏دانند.

    يكى از موارد مهمى كه در عزادارى حسينى قابل ذكر است، برپا داشتن هيأت هاى مختلف مذهبى در بيرجند مى‏باشد. در عصر روز ششم محرم، مراسم "علم بندان" در"هيأت حسينى" كه يكى از قديمى ترين هيأت هاى مذهبى بيرجند به شمار مى‏رود، برگزار مى‏شود. دراين مراسم كليه افرادى كه از قديم تحت عنوان "علمدار" شهرت داشتند، علم‏هاى قديمى را دست به دست داده وبا عزادارى و نوحه سرائى شروع رسمى حركت هيأت ها را در تمام شهر اعلام مى‏كردند. از عصر هفتم به بعد مراسم مذهبى با تعطيل مغازه‏ها و بستن پارچه‏هاى سياه و پرچم‏هاى عزا بر سر در مغازه‏ها شروع مى‏شد و با شركت افراد هر محله در هيأت همان محل ادامه مى‏يافت.

 برنامه هيأت ها شامل موارد زير بود:

 1. برپاداشتن روضه خوانى و نوحه سرائى ؛

 2. بازديد از هيأت هاى ديگر؛

 3.حضور بر مزار اهل قبور، بويژه بر مزار شهيدان و روحانيون؛

 4. حضور در خانواده افرادى از بزرگان و اهل علم كه بتازگى در گذشته‏اند و قرائت فاتحه وعرض تسليت.

    از صبح روز اول محرم تاروز دهم، هر روز صبح از دسته‏ها و مردم عزادار در حسينيه "سراى آخوند"، به صرف چاى، شير و نان فتير )كماج( كه خانم‏ها به نيت نذر و برآوردن حاجات از قبل تهيه كرده‏اند، پذيرائى مى‏شود.

    در روز هشتم محرم، از مدرسه(حسينيه ) شوكتى، دسته‏اى از معلمان و دانش آموزان سياه پوش، به سوى ديگر مراكز عزادارى به راه مى‏افتاد.

    عصر روز هشتم محرم، كه مقارن با شب تاسوعاى حسينى است، ضمن اينكه تمام شهررا غبارى از ماتم در برمى‏گرفت هيأت هابا حضوردر "مسجد تاسوعا" و نوحه سرائى حركت خود را به سوى ساير حسينيه‏ها آغاز مى‏كردند و اين امر تانيمه شب ادامه مى‏يافت.

    روز نهم محرم كه به نام سردار لشكر امام حسين)ع(، حضرت ابوالفضل العباس - برادر ناتنى امام حسين)ع( نامگذارى شده، هيأتها به اتفاق مردم به پادگانها مى‏رفتند و همراه با نظاميان به عزادارى مى‏پرداختند. دراين روز و نيز در روز عاشورا و در دهه دوم محرم، نظاميان با نواختن قطعات مهيّج و حزن انگيز بر مراتب تأثر مردم مى‏افزودند. اين امر نشانى ازنزديكى و همدلى سازمانهاى ادارى و لشكرى بامردم داشت.

    در بعد از ظهر روز تاسوعا و عاشورا، مقارن غروب، تعداد كثيرى از مردم بيرجند در حسينيه "ته‏ده" مراسمى به نام "حَسَنْيَه"، اجرا مى‏كردند. دراين مراسم سنتى، تمام افراد سرشناس و بزرگان شهر، زنجير وار دست چپ خود را بر كمر فرد سمت چپ و دست راست خود را برگردن نفر سمت راست خود قرار داده وباحركات بسيار زيبا و ريتميك كلمات، حسن و حسين رابر زبان مى‏آوردند. اين كلمات به صورت كشيده تلفظ مى‏شد كه به حَسَنْيَه شباهت داشت وبه همين عنوان نيز شهرت دارد.

    در صبح روز عاشورا، برخى از هيأتها پس از شركت در حسينيه "سراى آخوند" و مجالس ديگر به حسينيه شوكتى وارد مى‏شدند و به نوحه سرائى، سينه زنى، زنجير زنى(34) و گاهى قمه زنى مى‏پرداختند. ضمناً در قديم رسم بود كه از محل موقوفات حسينيه شوكتى در دهه اول محرم به مردم غذا داده شود و سينى هاى غذا براى خانواده‏هاى مستمند ويا مستخدمين حوزه حكومتى ارسال گردد.

    در روز عاشورا هيأت‏ها پس از خروج از حسينيه شوكتى روانه قبرستان و در محلى موسوم به قتلگاه كه در گودى قرار داشت، مى‏شدند. در طول راه، مردم به نظاره مى‏ايستادند وبه هيأتها ملحق مى‏شدند. هر قدر هيأتها به محل قتلگاه نزديك‏تر مى‏شدند، صداى شيپور و طبل شدت مى‏يافت. ضمناً در طول راه، بر سر مردم كاه ريخته مى‏شد.

    تعزيه روز عاشورا در محل قتلگاه خيلى به وقايع اصلى روز عاشورا شامل: رجزخوانى، شناسائى طرفين ونبرد بين لشكريان امام حسين)ع( )به سردارى ابوالفضل العباس( و لشكريان يزيدبن معاويه )به سردارى عُمَربن سعد وقاص وفرماندهى شمربن ذى الجوشن( شباهت داشت و افراد حرفه‏اى آن را بخوبى اداره مى‏كردند.

     بازى كنان صحنه‏هاى تعزيه، لباسهاى رزم مى‏پوشيدند و اغلب آنها "كلاه خود" خود را مزين به يك پرطاووس مى‏كردند و زره خود را بر روى پيراهن سفيد ويا سبز خود مى‏پوشيدند. ضمناً هريك سپر و شمشيرى حمل مى‏كردند. در مقابل اين دسته، نفرات دسته مخالف )عمربن سعد وقاص(، پيراهن قرمز مى‏پوشيدند. اين نمايش در هر سال توسط همين افراد تكرار مى‏شد.

    در تشريفات روز عاشورا، تمام امرا و حكام و روحانيون و نظاميان رده بالا وتجار ومعاريف شهر با پاى برهنه وسرگل ماليده )كه حاكى از شدت غم و اندوه است( شركت مى‏كردند و چنانكه گفته شد دربين راه هم مقدارى كاه بر سر و بدن سوگواران ريخته مى‏شد.

    مراسم رسمى تعزيه در ظهر روز عاشورا با برگزارى زيارت عاشورا به پايان مى‏رسيد ومردم پس از چند ساعت استراحت در آغاز شب با شمع‏هايى در دست به طور سنتى، براى اقامه شام غريبان به منزل شيخ هادى هادوى - از علماى مشهور بيرجند - مى‏رفتند و پس از استماع سخنرانى‏ها و نوحه سرائى ها، با تنى خسته اما دلى خرسند، از شركت در مجالس متعدد عزادارى به منازل خود باز مى‏گشتند.

    در تمام مراسم عزادارى، خانم‏ها نيز هماهنگ با مردان تقريباً درتمام جلسات به طور جداگانه شركت مى‏كردند. در حسينيه شوكتى خانم‏ها در غرفه‏ها و نيز در پشت بام، صحنه‏هاى پرشور ايام سوگوارى را نظاره مى‏كردند.

    در روزهاى، تاسوعا و بويژه عاشورا،مردم غذاى گرمى در منزل تهيه نمى كردند و در حسينيه‏ها پذيرائى مى‏شدند و يا در منزل به غذاى ساده‏اى بسنده مى‏كردند.

     از روز يازدهم مغازه‏ها باز مى‏شد، اما روضه خوانى‏ها تا پايان محرم و صفر ادامه مى‏يافت و مجدداً مراسم سوگوارى در چهلم، چهل و هشتم و چهل و نهم (20صفر، 28 صفرو 29 صفر( بر پا مى‏شد.

    نكته ديگر، حركت دسته‏هاى عزادارى همراه با حمل "علم وكتل" بود. در آن زمان چون وسايل برقى و چراغ زنبورى نبود، شبها تمام دسته‏ها ،چهل چراغ داشتند يعنى 40 چراغ بادُر )فانوس نفتى( بر روى يك طبق چوبى مى‏گذاشتند و پيشاپيش دسته‏ها حركت مى‏دادند.

 مراسم عزادارى در ماه مبارك رمضان(35) )امام على ع(

    مردم شهرستان بيرجند در ماه مبارك رمضان در ايام 21 19 و 23 رمضان كه به ترتيب مقارن با ضربت خوردن ، شهادت و سومين روز درگذشت مولى على عليه‏السلام مى‏باشد نيز به سوگوارى مى‏نشينند. مردم در اين روزها و تا پاسى از شب و حتى تا سحر در مراسم عزادارى، نوحه خوانى و قرآن برسرگذاشتن شركت مى‏كردند. مراسم ويژه دعا و نيايش به طور اختصار دراين ماه به شرح زيراست:

 1. سعى براقامه نماز جماعت   

  2. شركت در مراسم عزادارى و روضه‏خوانى

 3. قرائت حداقل يك جزء قرآن درهر روز و بويژه بعداز نماز ظهر و عصر

 4. دعوت از افراد به صرف افطار    

  5. رمضان خوانى به شرحى كه قبلاً گفته‏ شده


 لالائى بيرجندى

    صوتى كه مادران و نگهدارنده‏هاى كودك با آن كودك را در گهواره مى‏جنبانند تا به خواب رود، لالائى نام دارد. لالائى در بيرجند به شرح زيراست:

 اَلا لا لا گل اَلو       Alaش laش laش gole alu

 درخت سِبُ(36) زرداَلو       Daraxte seb-o-zardalu

 اَلا لا لا گُلُم بَشى        Alaش laش laش golom basصi

 تسلاى دِلُم بَشِى       Tasallaye delom basصi

 اَلا لا لا گُلُم بِيدار        Alaش laش laش golom bidaشr

 گُلُم هِچ وقت نَشِى بيمار       Golom hecص vaqt nesصi bimaشr

 اَلا لا لا باباش ميياد(73)       Alaش laش laش babasص miyaشd

 صَداى كوش(38) پاش ميياد       Sedaشye kows pasص miyad

 آقات رفته كه زن گيره       Aشqaشt rafe ke zan gire

 كنيز صد تومن گيره       Kaniz-e sat toman gire

 اَلا لا لا تورَا دَارُم       Alaش laش laش to ra darom

 چِرَاْ از بى كَسِى نَالم       Cصera az bi kasi nalom

 اَلا لا لا زَرِدر گوش        Alaش laش laش zar-e dar gusص

 بِبَر بَازار مُوَ رَاْ بفروش        Bebar bazar more befrusص

 اگر بَاْشه خريداره        Agar basصe xaridaشre

 به يك مَه(39) آرد و سى سِر(40)گوشت    Be yek man ard-o si ser gust   

 اَلا لا لا خدا دَاده               Alaش laش laش xoda dada

 على مشكل گشا دَادَه    Ali mosصkel gosصaش dada

 اَلا لا لا گل زيره            Alaش laش laس gole zire

 چِرا تُرْ خو نَمى‏گيره        Cصere tor xow nemegire

 به حق سوره ياسين        Be haq-e sureye yasin

 كه خو زودتر تُرَ گيره       Ke xow zudtar toragire


 دستان منظوم

    دستان، مخفف داستان و به معنى حكايت و افسانه است كه در عين حال حاوى يك پيام باشد و غالباً به صورت نظم گفته مى‏شود.

                    

                  دستان منظوم بيرجندى

 رفتم به پشت پشته

ديدم نهال تشته

 نهال رَا مُو او دادم

نهال مو رَا برگك داد

 برگك رَا وَر گِى گِى دادم

گى گى مو رَا گاله داد

 گاله رَا وَرخيد دادم

خيد مُو رَا خوشه داد

 خوشه رَا وَر خَرمَه دادم

خَرمَه مُو رَا دانه داد

 دانه رَا ور اَسيا دادم

 اَسيا مو رَا نواله داد

 نَواله رَا وَر تنور دادم

تنور مُو رَا كلوچه داد

 كلوچه رَا وَر بابا دادم

بابا مو رَا خرماىِ داد

 خرما رَا وَر اَخوند دادم

اَخوند مورَا كتاب داد

 كتاب رَا وَر خدا دادم

خدا مُورَا مراد داد


 دو بيتى‏هاى بيرجندى

    در هر محلى بويژه در بين افراد عوام و روستائى دو بيتى‏هائى با لهجه محلى وجود دارد كه نشان دهنده دردها، خوشى‏ها، آرزوها و فرهنگ عامه مى‏باشد. در شهرستان بيرجند نيز دوبيتى‏هاى فراوانى به مناسبت‏هاى مختلف وجود دارد كه جا دارد اين دو بيتى‏ها جمع‏آورى گردند. چند دو بيتى كه شخصاً از كودكى به خاطر مى‏آورم، آورده مى‏شود.

 

                                            دو بيتى‏هاى بيرجندى

 سفيد مرغى بِدُم وَر شاخ پسته 

سِيَه دستى زده بالم شكسته

 فَلك تيرم نزن بالُم تو نشكن

 غبار بى كسى ور مُوْ نشسته

                                                ××××

 خداوندا دلم شيدايه امروز

 كه يارم دور و ناپيدايه امروز

 كنار چشم مو حاصل بكاره

كه آب چشم مو دريايه امروز

                                                ××××

 دو سه روزه كه يارم ناز كرده

 دَرِ غصه به رويم باز كرده

 قفس بشكسته و مرغم پريده

 نمى‏دونم كجا پرواز كرده

                                                 ××××

 سه پنج روزه كه بوى گل نيومد

صداى چهچه بلبل نيومد

 بِرَى از باغبان گل بپرسه

چرا بلبل به سيل گل نيومه

                                                 ××××

 از آن بالا ميايه بر دختر

همه چادر سفيد نقره ورسر

 به قربان همويكّى جِلو شُم

لحاف تَنگ كنم بيخَش دَ خوشم

                                                 ××××

 به توى خانه تنهائى بلايه

نويسم نامه‏اى دلبر بيايه

 نوشتم نامه‏اى دلبر نيومد

خداوندا چنين عمرى سرآيه

                                                ××××

 به توى باغ باغبانى كنم مو

به چوى نار چوپانى كنم مو

 بگيرم بّره از سردار قوچان

 براى يار مهمانى كنم مو


 موسيقى محلى بيرجند

    موسيقى در منطقه جنوب خراسان، از سابقه‏اى بسيار طولانى و قديمى برخورداراست. ويژگى موسيقى محلى بيرجندى در حركات ريتميك و نمايشى است، همچنين چوب بازى يكى ديگر از هنرهاى وابسته به رقص است كه ويژگى خاص خود رادارد. سازهاى محلى بيرجند عبارتند از: دهل، سرنا)ساز(، دايره ونى كه معمولاً توسط خود نوازندگان ساخته مى‏شوند.

    در منطقه قهستان و بويژه شهرستان بيرجند زيباترين و لطيف‏ترين ترانه‏ها، آوازها و حماسى‏ترين رقص‏ها و آهنگ‏هاى سازى وآوازى رايج است كه دركمتر نقطه‏اى از خراسان نظيرش را مى‏توان ديد. اين شهرستان به سبب وسعت زياد، داراى رقص‏ها و موسيقى‏هاى بسيار متفاوت ومتنوع است. ريتم‏هاى پنج ضربى )سه تائى ودوتائى( متداول دراين منطقه ويژگى خودش را دارد كه در ديگر نقاط ايران مرسوم نيست.

    قطعات موسيقى سازى ويژه رقص‏هاى محلى در اين منطقه عبارتند از: اصيل، ناره ناره، فورگى، چنشتى، راست، چغل، چپ، به زانو، سه ضرب، بخواب، بلوچى، شيرجه، احوال، اصول، به‏خاك، چپ و راست. علاوه بر رقص‏هاى انفرادى، دونفره، و دسته جمعى كه ذكر آن رفت، رقص‏هاى زيادى وجود دارد كه چون رقصندگان آن به چوب بازى نيز مى‏پردازند در رديف »چوب بازى«ها به حساب مى‏آيند. اين رقص‏ها بسيار سخت و پيچيده است ونياز به مهارت، ممارست وتمرين، چابكى وانعطاف بدن دارد.آهنگ‏هاى ويژه چوب بازى عبارتند از:

 آزاد، كنار به خاك، وسط به خاك، پك پك، پشت، دست به خواب، گندم‏كارى.

    آهنگ‏هاى متداول وقديمى اين منطقه كه برخى از آنها رواج چندانى ندارند، عبارتند از: عروس كشو )عروس كشان(، محمل، روش )شبيه مارش است(، نصر و جو )نصروجان(، كوچه باغى، سبزه نمكى، غلام بخشى، پيش‏باز، لالايى، استقبال )خوش‏آمد گويى( و غيره.

    نوعى دو بيتى خوانى موسوم به »فراغى« نيز دراين منطقه رواج دارد كه روستائيان دايره‏وار دور هم نشسته و هركدام با خواندن دو بيت از اشعار محلى به بيان هجران و فراق خود مى‏پردازند. شيوه خواندن يكسان و تكرارى است و هر فرد بيت آخرى را به گونه‏اى فرود مى‏آورد كه نفر بعدى از لحن فرود مى‏فهمد كه نوبت اوست و بايستى فراغى را ادامه دهد.


 بازيها و سرگرمى‏ها در شهرستان بيرجند

    بازيها در مورد خردسالان نوعى مصرف انرژى و در مورد سالمندان صرف اوقات فراغت محسوب مى‏شوند. سرگرمى‏ها به 2 دسته مفيد و مضر تقسيم مى‏گردند. به سرگرمى‏هاى مفيد در اصطلاح انگليسى Hobby يا كارهاى ذوقى گفته مى‏شود كه از نظر اقتصادى و هنرى نيز سودبخش مى‏باشند. به عنوان مثال ماهى‏گيرى، شكار، جمع‏آورى نمونه‏هاى مختلف از قبيل سكه، تمبر، تسبيح، كتاب، اشياء عتيقه، قوطى كبريت، و يانقاشى، خطاطى، آشنائى باوسائل موسيقى، رقص، آواز و انواع ورزشها سرگرمى‏هاى مفيدند و سرگرمى‏هاى مضر از قبيل قمار، اعتياد به مواد مخدر، شب نشينى‏هاى طولانى و بى‏حاصل و تلفن‏بازى مى‏باشند.

    بازيهايى كه در بين نوجوانان اكثر مناطق بيرجند )شامل بيرجند، خوسف، خور، مود، چنشت، سربيشه و درميان( براساس تحقيقات آقايان ابوالفضل مكرمى‏فر و سيد احمد برآبادى - رايج بوده و يا در اذهان عموم باقى مانده است، به شرح زير مى‏باشند:

 الف. بجول بازى (قاب بازى)

    يك نوع بازى قمار محسوب مى‏شود كه در بين بزرگسالان بيشتر معمول بوده است. بجول )قاب( عبارت از استخوان تقريباً مكعب مستطيل شكلى است كه در بين دو قوزك پا قرار دارد و داراى چهار وجه مشخص مى‏باشد كه در هر سمت نام خاص خود را در بين بجول بازهادارد و عبارت از شاه، دزد، اسب و عشق است.

 ب. گُلَّه‏بازى

 گله عبارت از گلوله‏هاى سنگى و يا فلزى به اندازه توپ تنيس مى‏باشد. گَلّه بازها معمولاً يك گلوله را در محل مشخصى تعبيه كرده و همبازيها سعى در زدن آن با گلوله خود مى‏نمايند. اين بازى شباهت زيادى به بازى بولينگ امروزى دارد.

 ج. تشله بازى

    تشله كه درتهران به آن تيله مى‏گويند عبارت از گلوله‏هاى كوچكى از جنس شيشه ويا سنگ و به اندازه يك فندق مى‏باشد. تشله بازى به طور نشسته بين دونفر انجام مى‏شود. دراين بازى حفره‏هاى كوچكى در زمين تعبيه مى‏كنند و تلاش يك فرد درنشانه رفتن تشله ديگرى و رسيدن به حفره آخر است.

 د. كوتش خرابه

    كوتش خرابه يك بازى گروهى محسوب مى‏شود، ابتدا بچه‏ها به دو گروه تقسيم مى‏شوند سپس افراد يك گروه در غياب گروه ديگر كوت‏هائى از خاك )تل‏هائى از خاك( درست مى‏كنند و پس از اتمام كار فرياد مى‏زنند »كوتش خرابه«، گروه ديگر چنانچه موفق به پيدا كردن كوت‏ها گردند جاى‏خود را با گروه اول عوض مى‏كنند. )يا در پايان مدت تفاوت كوت‏هاى پيدا نكرده دو طرف مبناى ميزان برنده شدن قرار مى‏گيرد(.

 ه. پله دوانى

 به معنى پريدن افراد از روى يك تل خاك و يا از روى يك خط مشخص مى‏باشد.

 و. هُشْ هُشْ

    يك گروه حلقه‏وار مى‏نشينند و دونفر دور حلقه به دنبال هم مى‏دوند. هرگاه نفر دوم نفر اول را قبل‏از رسيدن به مبدأ بگيرد، او سوار نفر اول مى‏شود و چنانچه به مبدأ برسند و نفر اول بنشيند به دومى مى‏گويد هُش واو نيز از حركت باز مى‏ايستد و نوبت به دويدن نفر بعدى و تعقيب او توسط نفر ناموفق دور اول مى‏رسد. هُش، صدائى است كه معمولاً براى ايستادن چار پايان بيان مى‏كنند و در اين بازى نيز به كار مى‏رود.

 ز. چوب بازى

    اين بازى توسط دو نفر و يا سه نفر اجرا مى‏شود. هر نفر يك چوب به طول 60 سانتى‏متر در دست  مى‏گيرد. در بازى دو نفره چوبهايشان را به هم مى‏زنند و در بازى سه نفره نفر وسط يك بار چوبهايش را به چوبهاى نفر اول و يك بار به چوبهاى نفر دوم مى‏زند. اين بازى با آهنگ و ريتم خاصى اجرا مى‏شود و چوب بازهاى خوسف و ركات از تخصّص خاصى برخوردار مى‏باشند.

 ح. دستمال بازى

    اين يك رقص زنانه است كه در رقص هر نفر دو دستمال بالاى سر خود مى‏چرخاند و درهمين حال به صورت دايره‏وار حركت مى‏كنند.

 ط. شوبازى

    مترادف دلقك بازى و چون در شب انجام مى‏شود به شوبازى موسوم است. دراين بازى يك نفر لباس ژنده و پشت و رو مى‏پوشد و شالى راهم به سر و صورت خود مى‏كشد و سپس با طنابى كه به كمر او بسته‏اند از روى ديوار آويزان مى‏شود و آرام آرام پايين مى‏آيد. »شوباز« با حركات دلپسند، ديگران را مى‏خنداند ووقتى به زمين نزديك شد شروع به رقص مى‏نمايد و ضمن رقص مشتى از آرد از جيب خود بيرون آورده و به سر و صورت اطرافيان مى‏پاشد.

 ى. رقص دوره

    اين رقص به صورت گروهى صورت مى‏گيرد، به طورى كه افراد دايره‏وار مى‏رقصند، گاهى به يكديگر بسيار نزديك مى‏شوند و باز از هم فاصله مى‏گيرند. اين رقص توسط مردان و زنان انجام مى‏شود.

 ك. رقص اصولى

    اين رقص مانند چوب بازى است با اين تفاوت كه بدون چوب انجام مى‏شود و به جاى چوب، دست‏هاى افراد به يكديگر زده مى‏شود.

 ل. رقص مجمه

    مجمه يا مجمعه به معنى سينى يا طبق گردواپن مسى است. در اين رقص يك نفر يك چراغ گردسوز را روى سينى گذاشته و سينى را روى پيشانى خود نگه مى‏دارد و با آهنگ خاصى مى‏رقصد.


سينما در بيرجند

    اولين سينما در بيرجند در سال 1292 شمسى، توسط آقاى محمد رضا صمصام الدوله حاكم زابل ساخته شد. اين سينما از برق كارخانه‏اى به نام »مارشال« استفاده مى‏كرد و به نمايش فيلم‏هاى صامت مى‏پرداخت.

    دومين سينما در سال 1340، در ميدان مركزى بيرجند توسط آقاى محمد رضا فريدونيان، تأسيس گرديد كه بعدها به سينما فردوسى شهرت يافت.

 سومين سينما در سال 1345 توسط آقايان رضا كاشانى و احمد خزائنى به نام سينما پارس دائر گرديد كه در حال حاضر به سينما قدس مشهور مى‏باشد.

    در حال حاضر سينماهاى فردوسى و قدس زيرنظر بنيادمستضعفان خدمات خود را ارائه مى‏دهند.


گويش محلى بيرجند

    بدون ترديد گردآورى گويش‏هايى كه در قلمرو زبان فارسى وجود دارد، موجب شناخته شدن بسيارى از واژه‏هاى فراموش شده و تقويت و احياى واژه‏هاى به جامانده‏مى‏گردد. چه، جامعه امروز ما، براى حفظ هويت ملى به گنجينه واژگان خود نيازمند است.

     از فوايد بى شمار ديگرى كه از گردآورى گويشهاى محلى عايد مى‏گردد، روشن شدن بنياد واژه‏ها و چگونگى تطور لفظى و معنوى آنهاست. اين موضوع موجب مى‏شود، كه ذخيره گرانبهائى از لغات و اصطلاحات مربوط به شئون گوناگون زندگى فراهم آيد. تعداد اين لغات در لهجه‏هاى مختلف به سبب اختلاف محيط جغرافيائى بسيار است و امكان دارد در تهيه فرهنگ واژه‏ها واصطلاحات علمى امروزى به‏كار آيد.

    يكى از گويش‏هاى اصيل ومعتبر خراسان كه از اهميت خاصى برخورداراست گويش بيرجند است. اين شهر چون در نزديكى كوير و در منطقه‏اى كوهستانى واقع شده، در گذرتاريخ كمتر مورد تاخت و تاز وهجوم بيگانگان قرار گرفته و در نتيجه گويش آن تا حدودى دست نخورده باقى مانده است.

    دردهه‏هاى اخير به سبب مهاجرتها و رفت و آمدهاى مكرر بين شهرها و روستاها وتغيير نظام خود اتكائى به وابستگى، وازهمه مهم‏تر گشايش مدارس متعدد و متفاوت در شهر وروستا، گويش بيرجندى تحت الشعاع زبان فارسى رسمى قرار گرفته وكم كم به فراموشى سپرده مى‏شود.

    ازاين رو، جمع‏آورى واژگان خاص هر گويش از اهميت بسيارى برخوردار است، بويژه كه‏موجب غناى زبان فارسى و عدم نياز استفاده از واژه‏هاى بيگانه مى‏گردد. خوشبختانه دراين مورد استاد ارجمند دكتر رضائى با نشر كتابهاى "ديباچه‏اى بر فرهنگ ملاعلى اشرف صبوحى" و "واژه‏نامه گويش بيرجند" كمك ارزنده‏اى در زنده نگه داشتن اين گويش اصيل انجام داده‏اند. لازم به توضيح است كه گويش‏هاى مناطق مختلف بيرجند با يكديگر از نظر لهجه و واژه‏ها تفاوتهاى چشمگيرى دارد كه شايسته بررسى‏هاى عميق مى‏باشد.

    براى نشان دادن اهميت گويش‏هاى محلى بيرجند، نظر خوانندگان را تنها به سه مورد خاص جلب مى‏نمايد تا به اهميت گويش‏هاى محلى ومعتبر پى ببرند و با كمك اساتيد و دانشجويان در صدد جمع‏آورى فرهنگ خودى برآيند و كارى بزرگ در شناخت فرهنگ ملى و جلوگيرى از هجوم فرهنگ بيگانه انجام دهند. اين سه مورد عبارت است از واژه‏هاى محلى، براى نامهاى متفاوت »گوسفند وبز« در جنس، سن و رنگ مختلف" كلمات خاص براى بيان »صداهاى متنوع« انسان و حيوان و اشياء و سرانجام اسامى مختلف براى »ظروف سبدى دستباف« در اندازه و اشكال گوناگون.

 

 1). اسامى گوسفند و بز در جنس، سن و رنگ مختلف

 اسامى انواع گوسفند در سنين مختلف

 الف - اسامى گوسفندان نر

 گوسفند نر يكساله = برّه نر Barra Nar

 گوسفند نر دوساله = شيشك Sصisصak

 گوسفند نر سه ساله در حال انتقال به 4 سال = چارى Cصari

 گوسفند نر چهارساله اخته = بخته Baxta

 گوسفند نر چهارساله تخمى = قوچ Qucصcص

 ب - اسامى گوسفندان ماده

 گوسفند ماده يكساله = بره ماده Barra Madah

 گوسفند ماده دوساله = كابُر  Kabor

 گوسفند ماده سه ساله = تُقُلِى Toqoli

 گوسفند ماده چهارساله = ميش Misص

 ج - اسامى بزهاى نر

 بز نر يكساله = شير مو Sصirmu

 بز نر دوساله = چَبُش Cصabosص

 بز نر سه ساله = سِه بُر = كارى Kari

 بز نر چهارساله خايه‏دار = تَكَّه Takka

 بز نر چهارساله اخته شده = بخته بز Baxta - Boz

 د - اسامى بزهاى ماده

 بز ماده يكساله = شير مو Sصirmu

 بز ماده دوساله = گيسه مهرى  Gissa Mohri

 بز ماده سه ساله = گيسه Gissa

 بز ماده چهارساله = گروشه Gorousصa

 ه- اصطلاحات مربوط به دامها

 1. اِستاق (Estag)= گوسفند و بزو گاوى كه در يك سال نزائيده و يا آبستن نشده باشد.

 2. بُوسّه (Bussa)= بز يا بزغاله‏اى كه پوزه‏اش سفيد وتنه‏اش سياه و يا به رنگ ديگر باشد.

 3. يَدِيس (Yadis)= بز يا بزغاله‏اى كه گوشهايش خالهاى سفيد رنگ داشته باشد.

 4. خَلَجْ (Xalaj)= بز يا بزغاله‏اى كه گرداگرد پوزه‏اش خط زرد رنگى داشته باشد.

 5. شِيركَه (Sصirka)= بزغاله اخته شده.

 6. گازِر (Gazer)= بز يا بزغاله‏اى كه نيم‏تنه‏اش سفيد و نيم‏ديگر به رنگ ديگرى باشد.

 7. كُر (Kor) =  بز يا گوسفندى كه گوش كوچك داشته باشد.

 8. عَلا (Alaض) = بزيا بزغاله‏اى كه گوش بلند داشته باشد.

 9. لاله (Lala) = به بزى گفته مى‏شود كه رنگ قهوه‏اى يا زرد داشته باشد )قرمز تيره(

 10. كَفتَرى (Kaftari) = بز با رنگ گوش نسبتاً سفيد

 11. حنايى (Hanaei) = بز يا بزغاله‏اى به رنگ قرمز كم رنگ

 12. آهويى (Ahuii) = رنگ بدن بز يا بزغاله كرم ودو خط موازى در روى صورت

 13. كَرِش (Karesص) = رنگ قرمز وسياه درهم

 14. چراغ پيشانى (Cصerag pisصoni) = بز يا بزغاله‏اى كه پيشانى سفيد داشته باشد )عروس(.

 15. خَلو (Xalow) = بز باداشتن شاخهاى بلند وراست و گوشهاى بلند.

 16. جَمَلِى (Jamali) = گوسفند يا بزى كه دوبچه بزايد )يادوگوسفند همزاد(.

 17. كُرتِى (Korti) = گوسفندى كه دنبه كوچك داشته باشد.

 18. گُوزَل (Goozal) = بره يا ميش سفيد رنگ

    درضمن تركيب واژه‏هاى فوق اختصاصات بيشترى را به دست مى‏دهد، مانند عَلاخَلَج، عَلاآهو، عَلابوسه، كُرخَلَج، كُر حنا، كُر كفتر، كُر سياه، كُرآهو، كُر كَرِش، و...

    از تركيب جنس وسن گوسفند و بز نيز تركيبات جديدى به دست مى‏آيد مانند كر گيسه )بز سه‏ساله‏اى كه گوشهاى كوچك داشته باشد(و....

 و - واژه‏هاى محلى درارتباط با گوسفند و بز

 پشم وِلگار = پشم تابستانى گوسفند

 پشم زِينه = پشم زمستانى گوسفند

 لُونْ = زاغه‏هايى كه گوسفندوبز را در زمستان در آنجا نگهدارى مى‏كنند.

 خُول = سوراخى كه به منظور تهويه در سقف لون ايجاد مى‏كنند.

 كَتَم = كود گوسفندان كه درآخر بهار به صورت تخته سنگ در مى‏آيد.

 پاوال = محلى كه گوسفندان پس از چرا درتابستان جهت استراحت دور هم مى‏خوابند.

 كَتَو = زنگ و يازنگوله‏اى كه به گردن گوسفند ويا بز مى‏آويزند. ساير واژه‏ها دراين مورداز بزرگ تا كوچك عبارتند از: جَرَسْ، كَتَوچه، و زنگ برنجى.

 فَلَهْ = اولين شيرى كه از گوسفند يا بز و يا گاو دوشيده شود، به آن جك نيز مى‏گويند ومعادل آغوز مى‏باشد.

 َورْزِهْ = موقع زايمان گوسفند و يا بز

 2). واژه‏هاى بيرجندى براى بيان صداهاى مختلف انسان، حيوان و اشياء در موقعيت‏هاى متفاوت

 1. بَقَّسْت (Baqqast)= صدائى كه بز وبزغاله از ترس برآورد(بق)

 2. تُپَّسْت (Toppast) = صداى فروافتادن ديوار يا چيز پهن و سنگين (وَتَپَسْت)

 3. تَقَّسْت (Taqqast) = صداى تفنگ باروتى

 4. تُلپَّسْت(Toloppast)  = صداى افتادن سنگ در آب( وَتُرُپَّست)

 5. تُلَّسْت (Tollast)  = صدايى كه از فرورفتن آب در كوزه و سبو ومانند آن برآيد.

 6. تلِكَّسْت (Telekkast) = صداى شكستن استخوان ومانند آن

 7. جِرِنگَسْت(Jerengast)  = صداى افتادن سكه طلا بر زمين، صداى درآى كاروان (وجنگست)

 8. جِرِقَّسْت (Jereqqast) = صداى شكستن شاخه درخت وامثال آن (وتِرِقَّست و تَرَقَّست)

 9. چِلِكَّسْت (Cصelekkast) = صدايى كه هنگام سوختن چوب و پريدن جرقه از آن برآيد.

 10. جِزَّسْت (Jezzast) = صداى ريختن پياز وامثال آن در روغن داغ

 11. خُرَّسْت (Xorrast) = صدايى مانند صداى نفس سخت انسان در خواب

 12. خِرَّسْت (Xerrast) = صدايى مانند صداى اره كردن چوب

 13. خِشَّسْت (Xesصsصast) = صدايى كه از كشيدن چيزى برروى زمين ويااز ساييدن پاچه شلوار به يكديگر برآيد.

 14. زِنگَسْت (Zengast) = صدايى مانند صداى پريدن زنبور وجوش آمدن سماور )زِنْگ زَنْگ(

 15. زِيكَّسْت (Zikkast) = صداى نازك مانند صداى موش يا بچه گربه نوزاد (زِيك زِيك)

 16. دِنگَّسْت (Dengast) = صداى دنگ - دنگ كمان پنبه زنى ومانند آن

 17. دَنگَسْت (Dangast) = صدايى كه از چكيدن قطرات آب و يا برخورد دو چيز برآيد )دِنگ دِنگ(.

 18. شَرَقَّسْت (Sصaraqqast) = صداى زدن سيلى ومانند آن

 19. شَلَپَّسْت (sصlappast) = صداى بلند وناگهانى افتادن چيزى در آب و گل ويازير وزبر كردن آب و گل مانند كسى كه خود را باشكم به داخل آب بيندازد ويا تازه شنا ياد گرفته باشد.

 20. عَرَّسْت (Arrast) = صداى عر عر بلند خر، صداى خر

 21. غُرَّسْت (Qorrast) = صداى غرش پلنگ و شير

 22. غُرُمبَسْت (qorombast) = غرمب، كرمب و قمباره )غمباره(، صداى گاز معده پرصدا، صداى برخورد ابرها )آسمان غرمبه(.

 23. غُلَّسْت (qollast) = صداى آب ومايعات ديگر، كه هنگام خالى كردن از سبو يا شيشه برآيد )قُلَسْت(.

 24. فِتَّسْت (Fettast) = صدايى كه برخى از جانوران براى بيرون راندن ناگهانى هوا از بينى بر آرند، نيزصداى فشفشه وصداى مار.

 25. فِرَّسْت (Ferrast) = صداى تند وناگهانى مانند صداى اسب

 26. فِشَّسْت (Fesصsصast) = صدايى مانند بيرون راندن آب بينى وصداى مار وبيرون زدن آب از شير و نيز صداى فشفشه

 27. قُدقُدَست (Qodqodast) = صداى مرغ از كه ترس برآورد.

 28. قدقدوس (Qodqodus) =  صداى خروس

 29. قُريچَّست (Qoricصcصust) = )كُرِيَّچست( صداى جويدن نان وسايش دندانها به يكديگر، دندان قروچه

 30. قِنگَست (Qengast) = صداى رها شدن ناگهانى تير

 31. قُلُپَّست (Qoloppast) = صدايى كه از داخل كردن چيزى درداخل چيز ديگر و يا فروافتادن چيزى در آب حاصل شود.

 32. قُلِيچَّست(Qolicصcصost)  = صداى بيرون آوردن شمشير از غلاف

 33. كُپَّست (Koppast) = صداى بلندومكرر كوپ )به‏دركوبيدن و يا فروافتادن كلوخ(، كُوپ‏كُوپ.

 34. كُخَّست (Koxxast) = صداى‏ناگهانى و بلند سرفه )كخ كخ، كخه(

 35. كُرَّست (Korrast) = صدايى مانند كشيدن قليان وصداى مار )كُركُر(

 36. كِرَّست (Kerrast) = صداى خنديدن )كِركِركردن(

 37. كِشَّست (Kesصsصast) = صدايى‏كه براى راندن ودوركردن مرغ ويابراى حمله دادن سگ به كسى برآورند )كِش كِش(.

 38. كُشَّست(Kosصsصast)  = نفس زدن تند وسخت و صدادار )كُش كُش(

 39. كُشَّست(Kosصsصast)  = صدايى كه هنگام بيرون آمدن هوا از بينى گاو برآيد.

 40. گُرَّست (Gorrast) = صداى بخارى و به معنى شعله‏ور شدن ناگهانى آتش )گُرگُر(

 41. كُرُپَّست (Koroppast) = صداى فروافتادن كسى بر زمين )گُرُمبست  Gorrombast)

 42. كُشوّكُشوّ(Kosصsصu-Kosصsصu)  = صدايى كه براى پيش خواندن گاو يا گوسفند برآورند.

 43. گِيكَست (Gikkast) = گاز معده كم صدا )گِيكْ(

 44. وَقَّست (Vaqqast) = صداى ناگهانى و بلند سگ )وَق - وَق(

 45. وِنگَست (Vengast) = صداى ناگهانى و بلند رها شدن گلوله تفنگ و سنگ از فلاخن

 46. وَنگَست (Vangast) = صداى سگ بعداز زدن-ناله توام باگريه وزارى وبريده بريده، وَنگ وَنگ ياوِنگ وِنگ

 47. هُك هُكست(Hok-hokast)   = صداى گريه كه در گلو پيچد )هُك هُك ياهُق هُق(

 3). اسامى مختلف براى ظروف سبدى در اندازه واشكال متفاوت

    ظروف سبدى در روستاهاى بيرجند از بافتن شاخه‏هاى نازك ولطيف انواع بيد، گز و بادامك كه به رنگ‏هاى قرمز ، سبز و زرد مى‏باشند تهيه مى‏شود. تعدادى از اسامى معمول درمنطقه به شرح زير است:

 1. تَخْتَك (Taxtak) = سبدى است مشابه آبكش‏هاى فلزى و پلاستيكى فعلى، اما بدون ديواره.

 2. تَگِيج (Tagij) = تختك كوچكترى است و به آن تگيجه نيز مى‏گويند.

 3. سَبَد (Sabad)  = سبد معمولى تختكى است به قطر 0/5 متر وبه ارتفاع در حدود 15 سانتى‏متر كه از آن براى حمل ونقل توت، انگور، انجير و...استفاده مى‏كنند.

 4. سَفتُوك (Saftuk) = سبد مخروطى شكلى  است كه براى ريختن كشك جهت خشك شدن و دوربودن از دسترس گربه به ديوار آويزان مى‏كنند. سفتيك نيز گفته مى‏شود.

 5. شُولگ (Sصulg) = اسم مصطلح‏ترى براى سفتوك مى‏باشد و شيلگ نيز ناميده مى‏شود.

 6. شلغم شو(Sصalgam-SصU)  = سبدى است بزرگتر از سبدهاى توتى و كوچكتر از كالَك بِز، كه شرح آن آورده مى‏شود. از اين سبدها براى شستن شلغم، هويج و چغندر استفاده مى‏گردد.

 7. كالَكْ بِز (Kalak - bez) = سبدبسيار بزرگى است كه غوزه پنبه )كالَك( رادرآن مى‏ريزند، تادروقت مناسب به بازكردن غوزه‏ها و بيرون كشيدن وَش از آن استفاده كنند.

 8. كَوارَه (Kavara) = سبد بزرگى است به شكل منشور ناقص به ارتفاع 60-80 سانتى‏متر، قاعده كوچك آن بسته است واز آن براى حمل انواع ميوه وبويژه انگور استفاده مى‏شود. )باهر خر 2 عدد كواره درداخل خورجين حمل مى‏گردد.(

 9. گُربِتاز )گربه‏تاز( (Gorbetaz) = سبد بزرگى است به شكل مخروط ناقص كه قاعده كوچك آن بسته است و در زير آن گوشت و لبنيات وبويژه مشك )خيك ماست(، براى حفاظت از دستبرد گربه نگهدارى مى‏شود. چون اين سبدها مُشَّبك مى‏باشند، تهويه در آن بآسانى صورت مى‏پذيرد و محتويات درون آن سرد وسالم باقى مى‏ماند.

منابع مورد مراجعه در باب »گويش محلى بيرجند«

 1. رضائى،جمال. "فرهنگ ملاعلى اشرف صبوحى"، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه       تهران، 1344.

 2. رضائى،جمال، "واژه‏نامه گويش بيرجند"، به اهتمام و هزينه دكتر محمود رفيعى، تهران:       انتشارات روز بهان، 1373.

 3. مصاحبه باتعدادى از معمرين بيرجند بويژه: شادروان حاج سيدعبدالله ذوالفقارى، حاج كلوخ       كوچى، حاج اللَّه ياراحتشام، حاج محمود احتشام، وتعدادى ازاهالى روستاهاى       دهستانهاى مودونهارجان بيرجند.


 نمايشگاه هنرهاى تجسمى هنرمندان بيرجندى

    به منظور نمايش هنر هنرمندان بيرجندى، درتيرماه 1378 در جلسه هيأت مديره انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران، در نظر گرفته شد كه براى انجام اين امر از هنرمندان مقيم بيرجند و ساكن تهران درخواست شود كه آثار خود را جهت ارائه به دفتر انجمن در تهران، ارسال‏دارند. در اين مورد مديريت ميراث فرهنگى بيرجند امور جمع آورى آثار هنرمندان مقيم بيرجند را تقبل نمود. امور برپائى و برگزارى نمايشگاه و نيز جمع‏آورى آثار هنرمندان ساكن تهران به اينجانب و آقاى مهندس محمود تيمورپور سپرده شد.

    در تاريخ 9/11/1378 اين امر مهم انجام شد و اولين نمايشگاه هنرهاى تجسمى همشهريهاى بيرجندى در محل نگارخانه دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران گشايش يافت و اين نمايشگاه در ايام برگزارى (9/11/78لغايت17/11/78 )و بويژه در مراسم افتتاحيه مورد توجه علاقه‏مندان قرار گرفت. دراين جلسه ضمن معرفى‏هنرمندان، از بازديدكنندگان با شيرينى بيرجندى و چاى زعفران و موسيقى سنتى پذيرائى شد.

    دراين نمايشگاه آثار 35 نفر هنرمند شامل نقاشى، خوشنويسى، منبت كارى، معرق كارى، فرش گل برجسته، عكاسى و سفالكارى و خط برشى مسى به نمايش گذاشته شد. مجموعه كارهاى ارائه شده به نمايشگاه 322، اثر بود كه به علت كمبود فضاى نمايشگاه، تنها به نمايش 125، اثر اكتفا گرديد. از اختصاصات اين نمايشگاه به نمايش گذاشتن كارهاى هنرى گروههاى سنى متفاوت از نوجوانى تا سالمندى بود.

    در جلسه افتتاميه جناب آقاى دكتر موسوى موحدى رئيس مركز تحقيقات بيوشيمى - بيوفيزيك از ناحيه رياست و معاون پژوهشى دانشگاه ضمن تشكر از برگزاركنندگان و هنرمندان بيرجندى درباره هنر و تأثير آن در جلوگيرى از صرف وقت‏هاى بيهوده و نيز آقاى مهندس سلطانى‏نيا در رابطه هنر و هنرمندان سخنرانى‏هاى مبسوطى ايراد نمودند.

    در جلسه اختتاميه نمايشگاه از زحمات هيأت مديره انجمن بويژه آقايان دكتر بهنيا، مهندس سلطانى نيا، مهندس تيمورپور، مهندس نوخنجى، مهندس تخمپاش، مهندس بذرافكن وآقايان مهرور، آقاحسنى و لطفى ونيز از تنى چند از اعضاء انجمن بويژه آقايان مهندس روح‏افزا، دوستى وگنجى كه در برگزارى نمايشگاه مشاركت داشتند، تشكر وقدردانى گرديد.

 فهرست هنرمندان شركت كننده در اين نمايشگاه به شرح جدول پيوست است.

 جدول شماره 46

    هنرمندان شركت كننده بيرجندى در نمايشگاه هنرهاى تجسمى

    نگارخانه دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران 78/11/17-78/11/9

هنرمندان ساكن بيرجند

هنرمندان ساكن تهران

نقاشان

خطاطان

سايرافراد

 هنر

نقاشان

خطاطان

سايرافراد

هنر

سحر رخشاني

مهدى اسماعيلي

معصومه اطمينان

 معرق ومنبت

 

 غلامعلى گنجى

 

 حبيب ‏آقا حسنى

 دينا رجب ‏خليلى

  دوخت ‏نقش

هانيه دلاوران

پرويز نيك بين

محمدرضا محمدى

 معرق ومنبت

محمدولى دادور

مجيد روح ‏افزا

محمدرضا بهنيا

عكاسى

مليحه شجاعي

رضا صفوي

حسين برات‏زاده

معرق ومنبت

  محمدعلى دوستى

 حميدرضا طاهرى

 مهدى شهرستانى

خط برشى‏مسى

علي قيطاسي

صادق دياني

علي برات‏زاده

معرق ومنبت

محمود تيمورپور

  مهدى شهرستانى×

 

 

بهمنيار رخشاني

 

ناصر آهني

معرق ومنبت

  سيما صلاحى

 

 

 

محمد رضا حسني

 

محمد رضااطمينان

مينياتور

محمد استانستى

 

 

 

اسد الله ملك كياني

 

علي فرسادي

مينياتور

فريده قاسمى

 

 

 

رضا حاجي رضايي

 

محمد حسن لاري

عكاسى

رضا بادى

 

 

 

حسين رفيعي

 

فريده غفاري

قالى‏نقش برجسته

 

 

 

 

جمشيد جعفري

 

اسد زاده

قلم‏زنى

 

 

 

 

جمع 10

4

10

 

8

4

3

 

 × آقاى مهدى شهرستانى از شهر مقدس مشهد شركت نمودند و چندين اثر خوشنويسى و خط برشى مسى ارائه نمودند كه متأسفانه اين وسايل با تأخير به نمايشگاه واصل شد.


 سمينارهاى بيرجند از سال 1365 لغايت اسفند 1378 تاكنون

 1. سمينار بررسى تحليلى موانع وعوامل مؤثر در پيشرفت‏هاى فرهنگى - آموزشى مناطق       سيستان و بلوچستان و جنوب خراسان

       11 تا 16/2/65 دانشگاه بيرجند + دانشگاه آزاد اسلامى .

 2. سمينار سال بيرجند 1400، نگرشى بر ديدگاههاى توسعه، در يك دوره سى ساله دانشگاه       بيرجند وديگر نهادهاى شهرستان بيرجند 16 تا 17/11/1370 .

 3. يادرواره مولانا محمد بن حسام خوسفى

       اداره فرهنگ وارشاد اسلامى 1471/6/25 - 24 .

 4. اولين گردهمايى پيرامون بررسى توسعه در منطقه با تأكيد بر نقش آموزش عالى

       دانشگاه بيرجند 14 تا 15/6/72 .

 5. دومين سمينار مسئولين ادارات و واحدهاى آب و فاضلاب جنوب خراسان

       اداره آب وفاضلاب بيرجند.

 6. دومين سمپوزيوم زمين شناسى شرق ايران.

       دانشگاه بيرجند، سازمان زمين شناسى منطقه شمال خاوران 27/5/73

 7. جايگاه صنعت فرش در شهرستان بيرجند

       شركت تعاونى فرش دستباف بيرجند، جهادسازندگى، دانشگاه بيرجند 5/10/73.

 8. سمينار گويش بيرجند: اداره فرهنگ وارشاد اسلامى 24/5/74 .

 9. چهارمين سمينار بلورشناسى و كانى شناسى ايران: دانشگاه بيرجند 16/6/74

 10. سمينار نجوم به مناسبت كسوف كامل بيرجند

       دانشگاه بيرجند، دانشگاه تهران  2/8/74.

 11. سمينار فرايند زرشك

       اداره كشاورزى بيرجند - دانشگاه بيرجند+ اداره كل صنايع خراسان - سازمان پژوهش‏هاى علمى استان خراسان 12/8/74 .

 12. چهارمين سمينار شناخت توانمنديهاى توسعه شهرستان بيرجند: دانشگاه بيرجند - تيرماه  75.

 13. همايش دانشجوئى نماز دانشگاه بيرجند مهر ماه 1375

 14. برگزارى كارگاه روش تحقيق دانشگاه بيرجند پاييز 1375

 15. همايش بررسى علمى زمين لرزه بيرجند و قاين

       دانشگاه بيرجند و دانشگاه تهران شهريور 1376

 16. همايش علم وتهذيب دانشگاه بيرجند آذرماه 1376

 17. همايش حكيم نزارى آبان ماه 1378

 18. همايش "ابن حسام خوسفى و حماسه‏هاى دينى" دانشگاه بيرجند -

       دانشكده ادبيات وعلوم انسانى آبان 1378

 19. سمينار »دانشگاه، صنعت واستاندارد« هشتم اسفند 1378 كه باهمكارى دانشگاه بيرجند، فرماندارى، اداره صنايع اداره استاندارد، اداره محيط زيست و دفتر معادن وفلزات بيرجند برگزار گرديد.

 20. همايش راهكارهاى عملى تحقق شهر سالم در بيرجند توسط دانشگاه آزاد اسلامى اسفند  1378


 روزنامه هاى بيرجند

    با روى كار آمدن شادروان دكتر محمدمصدق، به عنوان نخست وزير ايران، مردم تشنه آزادى بيرجند، كه بويژه از يك سابقه فرهنگى غنى برخوردار بودند، در زمانى كه كمتر شهرى از شهرهاى ايران داراى روزنامه بود، چندين روزنامه كه اكثر آنها دفاع از آزادى را وجهه همت خود قرار داده بودند، با نوشتن مطالب و اشعار سعى كردند كه آه دردمندان و سوخته دلان و دربندان زندانها را به گوش ديگران برسانند.

    شايد سرآغاز اين تحركات سياسى رابايد منتسب به حزب منحله "توده" دانست. زيرا رهبران اين حزب با برپاداشتن اجتماعات و اجراى تئاترها سعى بر آن داشتند كه استضعاف طبقات كارگرى و دهقانى و جور و ستم خانها را نمايش دهند.

    درهر صورت در سالهاى 1330 به بعد شور وشوقى در نويسندگان بوجود آمده بود كه منجر به نوشتن و چاپ چندين روزنامه گرديد. بويژه شادروان محمد مهدى صمدى در همان اوان چاپ روزنامه‏هاى خود يك دستگاه چاپ خريدارى كرد وبه بيرجند منتقل نمود. بايد متذكر شد كه پس از به آتش كشيدن چاپخانه مذكور ديگر بيرجند به خود تا سالهاى اخير روزنامه و يا چاپخانه‏اى نديده است.

 1. روزنامه آزادى قاينات : در فروردين 1331 به مديريت و صاحب امتيازى حاج محمد تقى صمدى و سردبيرى مهدى سعيدى انتشار يافت. در سال مذكور مطالب روزنامه در بيرجند نوشته مى‏شد و در مشهد چاپ مى‏گرديد.

    دراسفند 1331 مرحوم حاج محمد مهدى صمدى )برادر حاج محمد تقى صمدى( كه گرداننده اصلى روزنامه آزادى قاينات بود چاپخانه كاوه را در تهران خريدارى كرد و چاپخانه را با دو نفر از كارگران چاپچى و حروف چين به بيرجند، در محل سراى محسن زاده منتقل نمود. مطالب روزنامه آزادى بيشتر در جهت مسائل ملى وميهنى و در واقع ناشر افكار آزاديخواهان بيرجند و اعضاى حزب ايران و ضديت با خانواده علم بود. اين روزنامه تا 28/5/1332  منتشر مى‏گرديد تا در روز 29/5/32 با بازگشت شاه به ايران، محل روزنامه و چاپخانه به آتش كشيده شد و كليه سردبيران و ناشرين آن توقيف گرديدند.

 2. روزنامه حقيقت قاينات : پس از گذشت 6 ماه، از انتشار روزنامه آزادى قاينات، باامتياز محمد هادى قيروانى )برادر حاج محمد مهدى صمدى( درمشهد چاپ ودر بيرجند منتشر مى‏گرديد. انتشار اين روزنامه‏ها را بايد در اختلافات اين دو برادر در املاك روستاى سيوجان از بخش خوسف و نيز ديدگاههاى مختلف سياسى جستجو كرد. روزنامه حقيقت قاينات نيز با تعطيل روزنامه آزادى قاينات موجبى براى انتشار نداشت و تعطيل شد.انتشار اين روزنامه از اوايل سال 1331 تا اواسط سال 1332 ادامه داشته است.

 3. روزنامه »اتحاد قاينات«: باامتياز آقاى حاج محمدمهدى صمدى ناشر افكار سازمان جوانان حزب ايران بود كه چنانچه به دلايلى روزنامه آزادى قاينات توقيف گردد، روزنامه اتحاد قاينات به جاى آن چاپ ومنتشر شود. اين روزنامه در دوصفحه و در شش شماره منتشر گرديد. سرانجام اين نشريه به دليل اشعار تند و احساساتى توقيف گرديد. براى امتياز اين روزنامه، از آقاى صمدى مدرك تحصيلى خواسته بودند كه چون ايشان تحصيلات رسمى كافى نداشت اما در سال 1309 كتاب »زرع قالى در ايران« كه تماماً تبديل واحدهاى زرع و اجزاى آن به واحدهاى متريك بود منتشر كرده بود، همين كتاب را ارسال كرد و امتياز به نام ايشان صادر گرديد.

 4. روزنامه »بيدارى قهستان«: با صاحب امتيازى آقاى على زرين قلم كه درسال 1331 تا 1333 در تهران به چاپ مى‏رسيد و در بيرجند منتشر مى‏شد، اين روزنامه نيز در جناح مخالفان حزب ايران قرار داشت.

 5. »طوفان اجتماع«: شش ماه جلوتر از چاپ و انتشار روزنامه آزادى قاينات، افكار مبارزين بيرجندى را بر ضد حكام محلى در روزنامه طوفان اجتماع، كه در مشهد با امتياز غلامحسين صدارتى منتشر مى‏شد، نشر وپخش مى‏نمود.

 6. »نداى قاينات«:، اين روزنامه‏در تاريخ 28/8/1331 آن محسوب مى‏شد.

 7. »نواى قاينات«:، نشريه‏اى بود كه دراواخر سال 1330 زيرنظر آقاى غلامحسين رياحى انتشار يافته و در آن مسائل سياسى روز در جهت آزاديخواهى مطرح گرديده بود. در آن زمان، آقاى رياحى در حوزه علميه قم تحصيل مى‏كردند كه بعداً تحصيلات رسمى خود را تا درجه دكترى دنبال نمودند.

 8. از سال 1332 تا 1376 بيرجند داراى روزنامه‏اى نبود ليكن مجلاتى از طريق دانشگاهها و سازمانهاى محلى در زمينه عملكرد فصلى يا سالانه آنها منتشر مى‏شد. نمونه اين مجلات عبارت است از:

 الف( "فصلنامه حكيم" كه اولين شماره آن در زمستان 1370 و سه شماره بعد آن دربهار، تابستان و پاييز 71، باهمت آقاى على اكبر پويان و محسن خورشيدزاده منتشر گرديده‏است. فصلنامه حكيم مجله ارزنده‏اى بوده و اميد است مجدداً چاپ ومنتشر گردد.

 ب( نشريه علمى دانشگاه بيرجند كه تاكنون سه شماره از آن چاپ و منتشر گرديده است.

 ج( مجله دانشكده علوم پزشكى بيرجند كه اولين شماره آن در پاييز سال 1372 چاپ ومنتشر گرديده است.

 د( ماهنامه خبرى فرماندارى بيرجند كه تاكنون 8 شماره آن چاپ ومنتشر گرديده است.

 ه( گزارش عملكرد سازمانها از قبيل آموزش و پرورش، جهاد سازندگى،ميراث فرهنگى ومركز آموزش كشاورزى بيرجند كه تقريباً هرساله به صورت داخلى تهيه گرديده است.

 روزنامه ‏هاى بيرجند از سال 1376

 1. نشريه آواى بيرجند

    اولين نشريه رسمى جنوب خراسان تحت عنوان آواى بيرجند به صورت دو هفته نامه خبرى، فرهنگى واجتماعى در تاريخ 1376/6/2 پابه عرصه خدمت گذاشت. اين نشريه با همت آقاى غلامرضا جعفرپور درتاريخ مذكور اولين پيش شماره خود رامنتشر نمود. در سرمقاله پيش شماره آمده است »اين نشريه برآن مى‏باشد تا آغازگر حركت نوينى در منطقه جنوب استان خراسان باشد وهمچون آينه‏اى تمام نما، انديشه‏ها و ديدگاهها، رنج‏ها و مصائب، شاديها و غم‏هاى مردم منطقه را باز تابد«. و سپس نويسنده اين سرمقاله از همه فقيهان، انديشمندان، منتقدان، شاعران، نويسندگان، و افرادى كه دل در گرو سربلندى و پيشرفت ديارشان دارند، درخواست نموده كه صاحب‏نظران هرنوع انتقاد، پيشنهاد، نوشته و رهنمودى دارند، جهت بالابردن كيفيت و ادامه حيات اين نشريه التفات فرمايند.

    اين نشريه دردهم مهرماه 1376 دو »ويژه‏نامه« رايگان خود را به مناسبت سفر رئيس محترم مجلس شوراى اسلامى انتشار داد و درآن تلاش نمود كه سيماى جنوب خراسان را تشريح نمايد بااين اميد كه مورد توجه مسئولين امر قرار گيرد.

  اولين شماره اين نشريه در نيمه دوم آبان ماه 1376 چاپ ومنتشر گرديده. و پس از يك سال به هفته نامه تبديل شده است.

 2. نشريه پيام شرق )سخن گوياى شرق نشينان ايران(

    اولين شماره نشريه پيام شرق در نيمه دوم آبان ماه 76 به صورت دوهفته نامه فرهنگى، اجتماعى، سياسى، خبرى وورزشى با صاحب امتيازى و مسئوليت آقاى دكتر محمد رضا حافظ نيا و سردبيرى مهندس ناصر خطيبى چاپ ومنتشر گرديد.

    در سرمقاله اين نشريه آمده است »فقدان نشريه منطقه‏اى به صورت اختصاصى براى شرق كشور، و جنوب خراسان دلسوختگان وعلاقه‏مندان با مسائل منطقه را به اين فكر انداخت تا اقدام به تهيه و چاپ نشريه‏اى به نام پيام شرق نموده و خلاء مطبوعاتى آن را برطرف نمايند.« در خاتمه سرمقاله آمده است »ذكر اين نكته ضرورى است كه فعاليت مطبوعاتى كارى است دشوار و پرزحمت، بويژه درآغاز راه و فقدان پشتوانه‏هاى مادى لازم« اين نشريه تا نيمه دوم اسفند ماه 76 در شش يا هفت شماره انتشار يافت و پس‏از آن به علت نامعلومى از فعاليت بازايستاد. به نظر مى‏رسد آنچه در پايان سرمقاله آمده مدير مسئول را از انجام اين كار مهم بازداشته است.

 3. نشريه اقتصاد خراسان - ويژه‏نامه اقتصادى شهرستان بيرجند

    نشريه اقتصاد خراسان از شهريور ماه 1376 شش ويژه‏نامه در خصوص شهرستان بيرجند به صورت يك ضميمه رايگان منتشر نموده ودرآن به معرفى بيرجند از ديدگاههاى مختلف، بويژه صنعتى و معدنى ونظرات مسئولين امر در خصوص توسعه اين شهرستان پرداخت . كوشش مسئولين نشريه اقتصاد خراسان قابل قدردانى است. اى كاش با امكاناتى كه نشريه مذكور داشت و تسلطى كه نويسندگان داشتند، اين ويژه‏نامه ادامه پيدا مى‏كرد.

 4. روزنامه كيهان - ويژه‏نامه استان خراسان -بيرجند

    اين ويژه‏نامه درتاريخ 23/10/76 منتشر گرديد و به معرفى برخى از بزرگان و نام‏آوران بيرجندى و شركت پويش  و فعاليت‏هاى مديريت كشاورزى بيرجند پرداخت. از ويژه‏نامه‏هاى بعدى اين روزنامه اطلاعى دردست نيست.

 5. ماهنامه سياسى، اجتماعى، فرهنگى نوانديش

    شماره "1" اين ماهنامه در فروردين ماه 1379 در 16 صفحه به صاحب امتيازى آقاى ابوالفضل زاهدى پور و سردبيرى آقاى محمدرضا امينى نسب چاپ ومنتشر شده است. براى آشنائى بااين ماهنامه كه تاكنون به طور مرتب انتشار يافته است، قسمت‏هائى از سر مقاله شماره "1" آن آورده مى‏شود.

    »بيرجند كه در مركز ثقل مثلث مشهد، زاهدان و كرمان قرار دارد، مارا برآن داشت تا از يك چنين شهرى كه يكى از وسيع‏ترين شهرستانهاى كشور با تراكم نسبتاً زياد دانشجويان و طبقات فرهنگى است، بناكننده يك پايگاه مطبوعاتى در راستاى حساسيت‏ها و انديشه‏هاى مردم اين خطه از كشورمان باشيم«.

    »از آن‏جا كه محروميت اين منطقه از كشور مانع برخى پيشرفت‏هاى اقتصادى درآن شده، لذا سعى برآن داريم تا در عين محروميت منطقه‏اى، غناى سياسى، فرهنگى واجتماعى آن را به سايرين نشان دهيم واين ميسر نمى‏شود، مگر از طريق زبانى مكتوب كه همچون رودى، متولى اتصال تمام شهرهاى استان خراسان به يكديگر شود.«

    مطبوعات، ذهن نقاد جامعه‏اند، يا به تعبيرى ديگر "صداى مردم" هستند و به عبارت بهتر خود مردم مى‏باشند. اما نه براى انتقام و كينه‏توزى، بلكه براى دستيابى به راحت اجتماعى، اقتصادى، و سياسى. داشتن امنيت سياسى، اقتصادى و اجتماعى حق طبيعى هر شهروند ايرانى است، چه شهروند پايتخت نشين و چه شهروندان ساير مناطق خصوصاً مناطق محروم كشور".

    در اين شماره به مطالبى از قبيل: بر زبان امنيت، پيش بينى‏هاى سياسى سال 1379، آيا تاريخ نياز به بازنگرى دارد، بررسى برنامه نوروزى تلويزيون، انتخابات ايران و فقدان برنامه‏هاى كارآمد، امام على)ع(، قاچاق سوغات همسايه‏هاى شرقى ايران، خاتمى و قابلمه‏هاى خالى، گزارش محرمانه نوانديش از سرقت مسلحانه در بازار زابل و... پرداخته است.

 6. خبرنامه علمى، فرهنگى و تاريخى مديريت ميراث فرهنگى بيرجند

    انتشار اين خبرنامه از سال 1379 آغاز شده و تقريباً هر دو ماه يك‏بار منتشر شده‏است. در خبرنامه شماره 2، "تيرماه 1379" اين مطالب ديده مى‏شود: نقش بادگيرها در معمارى سنتّى، سنگ‏نگاره كال‏جنگال، صنايع دستى قاين، پيشينه تاريخى نهبندان، معرفى مشاهير، انگيزه و علل غارت و قاچاق اموال فرهنگى، ردپاى حيوانات عظيم‏الجثه در يك منطقه كوهستانى در شمال بيرجند و...

 7. باقران "ويژه‏نامه ادبى"

    فصلنامه فرهنگى و هنرى اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى بيرجند در شماره "1" "باقران" كه در بهار 1380 منتشر شده بيشتر به موضوعات شعر و ادب پرداخته شده‏است. ليكن در مقدمه اين شماره آمده‏است كه با وجود خطاطان، نقاشان، موسيقيدانان، بازيگران، گرافيست‏ها و سينماگران اين خطّه كه هريك انجمن خاص خود را تشكيل داده‏اند، اميداست از وجود هنرمندان استفاده شود و با چاشنى نظم و نثر فارسى بر اعتبار اين نشريه افزوده شود.

 8. برگ ارگ با اين نشريه صاحب امتيازى فرماندارى بيرجند و با مديريت محمدرضا ثمين ؟

    از تيرماه 1380 پا به عرصه وجود گذاشته است. در شماره اوّل اين دو هفته‏نامه موضوعات زير آمده‏است :

    مصاحبه با آقاى توكلى فرماندار و با آقاى امينى معاون برنامه‏ريزى ادارى و مالى فرماندارى، تاريخچه تأسيس فرماندارى بيرجند، ستاد بحران خشكسالى، قدمت بيرجند، ارگ كلاه فرنگى، نگاهى بر معادن بيرجند، سازمان ملى جوانان‏و...

 9. خراسان فردا- نشريه ستاد مردمى پيگيرى تفكيك استان خراسان.

    در پيش شماره اين نشريه در تاريخ1/12/1379 مطالب زير به چشم مى‏خورد:

    مهندس آيتى در ديدار با مسئولين كشور، يك خاطره و دو گلايه، سخنى دردمندانه با نمايندگان محترم خراسان در مجلس شوراى اسلامى، ره‏آورد افتتاح پست الكترونيكى ستاد بر روى شبكه جهانى اينترنت، عوامفريبى قدغن، يادداشتى بر سوء استفاده از مذهب و احساسات، فرداى آباد در خراسان جنوبى و...

 10 - نامه كوير

    نامه كوير از فرودگاه 1376 به‏صورت يك نشريه داخلى شركت كوير تاير و به‏طور ماهانه منتشر مى‏شد. در شماره 4 اين نشريه مطالب زير آمده است: اهميت تاير، چگونه از تاير مراقبت كنيم، شناخت و خواص كائوچوى PBR، اثرات اجرائى طرح كوير تاير بر جنوب خراسان، تأثير ويژگى‏هاى روغن‏هاى فرايند بر خواص الاستيك و... از پاييز 78 به جاى نامه كوير فصلنامه«كوير تاير » در قطع A4  با كيفيت بهتر به‏صورت رنگى و به‏طور مرتب منتشر مى‏شود.


 كتابخانه‏ هاى بيرجند:

    كتابخانه عمومى بيرجند باسابقه‏ترين كتابخانه شهر مى‏باشد كه باتوجه به كم وكيف كتابهاى موجود، نياز به گسترش و تأمين اعتبارات كافى وافزايش كادر متخصص دارد. صرف نظر از كتابخانه عمومى هريك از دانشگاهها و دانشكده‏ها، مدارس علميه، مساجد، مراكز تربيت معلم، وكانونهاى فرهنگى و پرورش فكرى وبرخى از ادارات، مانند ميراث فرهنگى براى خود داراى كتابخانه‏هاى اختصاصى مى‏باشند.

    ساير كتابخانه‏هاى بيرجند عبارتند از: كتابخانه آيةالله نابغ آيتى، شيخ محمد ديانى، و

 مهندس امين بنى اقبال وابسته به مجمع قاريان و حافظان قرآن كريم بيرجند، شهيد آوينى، استاد سعيدى و كتابخانه سربيشه، خوسف و اسديه.

    تعداد كتب كتابخانه‏هاى شهر بيرجند 36895 جلد وكتابخانه‏هاى بخش هاى تابعه 16777 جلد با مجموع 53672 جلد درسال 1378 بوده است.

    مطابق استانداردهاى كشورهاى پيشرفته براى هر 3500 نفر ومطابق استاندارد كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران براى هر 10000 نفر يك كتابخانه بايد وجود داشته باشد. دراين صورت براى 000/300 نفر جمعيت شهرستان بيرجند حداقل 30 كتابخانه بايد وجود داشته باشد )البته با تعداد كتب كافى ومناسب و تعداد اعضاى علاقه ‏مند و زياد(


 انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران

    نطفه اوليه انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران دراولين همايش توسط عده‏اى از بيرجنديهاى مقيم تهران در جلسه روز يكشنبه 1/9/70 بسته شد. اين جلسه بنا به دعوت آقايان قائم موهبتى و فريدون موسوى تشكيل وبرگزار گرديد. حاضرين دراين جلسه در حدود 50 نفر بودند. براى اداره جلسه آقايان دكتر محمد رضا بهنيا، دكتر محمد رضا حافظ نيا، على موهبتى و حسن لطفى به عنوان هيأت رئيسه انتخاب شدند. اين هيأت باتوجه به تمايلى كه حاضرين به تكرار جلسات ابراز نمودند، تاريخ تشكيل جلسات بعدى را اولين يكشنبه هر ماه و محل موقت برگزارى آن را رستوران برليان كه به مديريت همشهرى محترم حاج محمود خدائى مى‏باشد، تعيين نمودند. با توجه به نظرات جمع حاضر قرار شد، كه اساسنامه‏اى براى اين انجمن توسط آقايان صالح پور و حسن لطفى نوشته شود و پس از تهيه در يكى از جلسات ماهانه به بحث گذاشته شود. متن تهيه شده در جلسه ارديبهشت ماه 72 پس از رعايت نظرات اصلاحى به تصويب رسيد. براساس مفاد اساسنامه مذكور كه اداره انجمن به عهده هيأت مديره منتخب اعضاء گذاشته شده بود، در جلسه 3/3/71 از ميان اعضاى حاضر 5 نفر به اسامى  آقايان دكتر فاروق قربانى، دكتر محمد رضا بهنيا، مهندس محمد على تخمپاش، فريدون موسوى و حسن لطفى به عنوان اعضاى اصلى و آقايان هوشنگ مهرور و مهندس هرمز طاهرى به عنوان اعضاى على‏البدل وآقايان عبدالرحيم قهستانى و محمد حسين‏پور به عنوان بازرس انتخاب شدند. هيأتى متشكل از آقايان دكتر محمد حسن گنجى، دكتر همايون طاهرى، دكتر يحيى ناصح و محمدى بر انتخابات نظارت داشتند.

   در جلسه مورخ 3/1/73 پس از اتمام دوره دوساله، هيأت مديره، استعفاء نامه خود را تقديم هيأت نظارت بر انتخابات نمودند. باتوجه به خدمات ارزشمند آنها عضويت مجدد ايشان به عنوان اعضاى هيأت مديره مورد تصويب حضار قرار گرفت. ليكن باتوجه به تشكر وقدردانى و درعين حال معذرت خواهى آقاى دكتر بهنيا و حمايت ايشان از كانديداتورى آقاى محمد تيمورپور نتايج انتخابات بدين شرح اعلام شد. آقايان مهندس محمد على تخمپاش، حسن لطفى، دكتر فاروق قربانى، محمود تيمورپور، فريدون موسوى به عنوان اعضاى اصلى و آقايان هوشنگ مهرور و غلامحسين بذرافكن به عنوان اعضاى على‏البدل و آقاى سيد محمد تقى مليح و احمد فرزانه به عنوان بازرسان اصلى وآقاى حبيب آقا حسنى به عنوان بازرس على‏البدل انتخاب شدند.

    سومين دوره انتخابات هيأت مديره در بهمن ماه 75 درمحل تالار برليان انجام شد. حاضرين ضمن اظهار تشكر از هيأت مديره سابق، ابقاء آنها را خواستار شدند و ضمناً با اكثريت آراء تصويب نمودند كه آقاى دكتر محمد رضا بهنيا نيز به جمع هيأت مديره به بپيوندد.

    درتاريخ 4/11/77 انتخابات چهارمين دوره برگزار شد و آقايان محمد على تخمپاش، حسن لطفى، محمود تيمورپور، هوشنگ مهرور، محمود سلطانى‏نيا، محمد رضا بهنيا، غلامحسين بذرافكن، حبيب آقاحسنى، محمد نوخنجى به سمت اعضاى هيأت مديره و على‏البدل و بازرس انتخاب شدند. درتمام چهار دوره، از طرف هيأت مديره، آقاى مهندس تخم‏پاش به سمت مدير عامل و آقاى لطفى به سمت رئيس هيأت مديره تعيين گرديدند. آقاى دكتر فرقانى نيز تا زمان فوت سمت سخنگو و دبير انجمن را عهده‏دار بودند.

    قريب هشت سال است كه جلسات انجمن به طور مرتب ماهى يك بار برگزار مى‏شود. دراين جلسات پس از قرائت كلام‏اللَّه مجيد و بيان رخدادهاى ماهانه، حداقل يك نفراز استادان و محققان پيرامون مسائل آموزشى، فرهنگى، اقتصادى، جغرافيائى وتاريخى و بهداشتى منطقه سخنرانى مى‏نمايد. ضمناً آقاى زينلى در درون نمايندگى خود در مجلس شوراى اسلامى در گزارش فعاليت‏هاى ماهانه خود را به اطلاع همشهريها مى‏رساندند.

 نشريه پيام قهستان

    باتصويب هيئت مديره انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران مقرر شد ماهنامه‏اى تحت عنوان »پيام قهستان« به سردبيرى دكتر محمد رضا بهنيا منتشر شود. اولين شماره اين نشريه در آذرماه 1373 در 16 صفحه و با تيراژ كم و به صورت زيراكس منتشر شد. ليكن به علت برخى از مشكلات ماهنامه به فصلنامه تغيير داده شد. تاكنون چهار شماره ازاين نشريه منتشر شده است. باتوجه به گرفتاريهاى آقاى دكتر بهنيا فصلنامه‏هاى سوم وچهارم به سردبيرى آقاى محمد تقى مليح تهيه گرديد و پس از آن به علت عدم همكارى اعضاء، انتشار آن متوقف گرديد. به منظور آشنائى با مطالب اين فصلنامه‏ها به ذكر عناوين هر فصلنامه اكتفا مى‏گردد:

 عناوين فصلنامه اول )آذرماه 1373)

    سرمقاله، باقهستان آشنا شويد، انجمن قهستانى‏هاى مقيم تهران از آغاز تاكنون، بامشاهير قهستان آشنا شويد، طبسين در كجاست؟ با دانشگاه علوم پزشكى بيرجند آشنا گرديد، معرفى هنرمندان معاصر )آقايان محمد ابراهيم صفوى و احمد فرزانه( و رويدادها.

 عناوين فصلنامه دوم )فروردين ماه 1374)

    سرمقاله، مصاحبه نماينده محترم بيرجند ونهبندان، مختصرى از تاريخ فرهنگ بيرجند، چه كنيم به سكته قلبى مبتلا نشويم، اطلاعاتى درخصوص جمعيت و تقسيمات شهر بيرجند، سروده‏اى درباره »حج«، سروده‏اى به نام »ديارمن« و صورت جلسه مجمع عمومى جمعيت قهستانى‏هاى مقيم تهران

 عناوين فصلنامه سوم )مرداد ماه 1374)

    سرمقاله، مختصرى از تاريخ فرهنگ بيرجند، سيد محمد فرزان، بيماريهاى مجارى صفراوى و كيسه صفرا، شعرمحلى، معرفى كتاب، تاريخچه مزار دره شيخان، اخبار و رويدادهاى قهستان و جدول كلمات متقاطع.

 عناوين فصلنامه چهارم )آذرماه 1374)

    سرمقاله، استاد محمد اسماعيل رضوانى محقق قهستانى، پاى صحبت نماينده محترم بيرجند و نهبندان، مختصرى ازتاريخ فرهنگ بيرجند، قديم‏ترين ذكر دمكراسى در نوشته‏هاى فارسى، انجمن قهستانى‏هاى مقيم تهران از آغاز تاكنون، نقش علم و تحقيق در فرايند بلند مدت توسعه در جمهورى اسلامى، اخبار، محمدبن حسام شاعر قرن نهم هجرى.

 اساسنامه انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران

    پايه‏گذارى انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران همان طور كه گفته شد در نشست اوليه مورخ 1/9/70 با شركت 50 نفر از بيرجنديها صورت گرفت. اين جلسه بنا به دعوت آقايان قائم موهبتى و فريدون موسوى تشكيل و برگزار گرديد. باتوجه به تمايلى كه حاضرين به تكرار و تداوم اين جلسات ابراز نمودند، قرار شد، جلسات به طورمرتب در اولين يك شنبه هرماه برگزار گردد.

    با شكل گيرى انجمن، اساسنامه آن تدوين و تصويب شد و بر مبناى آن تاكنون چهار دوره،

 اعضاى هيأت مديره، على‏البدل و بازرسها انتخاب گرديده است.

 1- اهداف عمده انجمن

 - انجام مطالعات و بررسى‏هاى لازم جهت توسعه وتأسيس مراكز اقتصادى، اجتماعى، و  فرهنگى منطقه.

 - ارائه خدمات به اعضاء و همشهريهاى متقاضى.

 - تجليل و بزرگداشت چهره‏هاى شاخص فرهنگى و آموزشى منطقه و چاپ ونشر آثار آنان و نيز    مساعدت به پرورش استعدادهاى درخشان.

 - ارائه خدمات امدادى به منطقه درزمان بروز حوادث ناگوار.

 2- اركان انجمن

 - اركان انجمن عبارت است از مجمع عمومى،هيأت مديره و بازرسان

 - مجمع عمومى عالى‏ترين مرجع تصميم‏گيرى است كه به طور عادى ماهانه يك بار و به صورت فوق‏العاده بر حسب دعوت هيأت مديره تشكيل مى‏شود.

 - هيأت مديره انجمن مركب از 5 نفر عضو اصلى، 2 نفر عضو على‏البدل و 2 نفر بازرس مى‏باشد.

 - جلسات هيأت مديره يك يا دوبار درماه در دفتر انجمن تشكيل مى‏شود و در اجلاس آن برنامه  مجمع عمومى ماهانه، تهيه وتنظيم مى‏گردد.

 3- بودجه انجمن

 - بودجه انجمن از طريق حق عضويت‏ها، كمك‏هاى همشهريها و جمع‏آورى هدايا تأمين    مى‏گردد.

 4- فعاليت‏هاى انجمن

 - به منظور تحقق اهداف انجمن و استفاده مؤثر از تخصص، توان وتجربيات اعضاء، فعاليت‏هاى انجمن حول چهار كميته: "روابط عمومى"، "توسعه وعمران"، "امور    فرهنگى"،"امداد و كمك رسانى" شكل يافته است.

 5- دفتر انجمن

 - با همت و سخاوت آقاى مهندس محمود تيمورپور، جلسات، هفتگى و يا هر دو هفته يك بار    هيأت مديره در محل دفتر ايشان واقع در خيابان كريمخان زند، پاساژ نگين و از سال 1379 در محل دفتر وكالت آقاى حسن لطفى واقع در خيابان انقلاب كوچه البرز ساختمان وكلا    برگزار مى‏گردد.

 6- محل برگزارى مجمع عمومى

 - در 6 سال اخير جلسات انجمن درسالن باشگاه پيام وزارت پست و تلگراف و تلفن و در  سالهاى اول در رستوران برليان متعلّق به همشهرى محترم آقاى خدائى برگزار گرديده است.

 7- عدم وابستگى سياسى انجمن

    - باتوجه به اينكه انجمن بيرجنديها به هيچ گروه سياسى خاصى وابسته نيست وهدف آن صرفاً توسعه وعمران منطقه مى‏باشد، پيوسته اعضاى انجمن، مقدم تمام همشهريها را مشروط بر اينكه به نظام جمهورى اسلامى پاى‏بند باشند، گرامى داشته و مى‏دارد. و از هر فردى كه با اكثريت آراى مردم شهرستان بيرجند و نهبندان به عنوان وكيل اين دو شهرستان انتخاب شود، حمايت كرده وانتظار دارد كه وكلاى محترم نيز به‏طور مرتب در جلسات انجمن حضور به هم‏رسانده و ارتباط متقابل برقرار گردد.

  در رابطه با اهداف انجمن و مزيت گردهمائيهاى ماهانه آقاى احمد فرزانه شعر زيبائى سروده‏اند كه ذكر مى‏شود.

 

                   مراد ديدن هم شهريان وز آنان ياد

 بيا كه مجمعِ ما خاصِ بيرجنديهاست

براى، رونقِ آن شُور و پايمرديهاست

 محّلِ گفت وشنود است و شور وهمكارى

محّلِ ديدن و تجديدِ آشنائى‏هاست

 محّلِ ديدنِ همشهريان كم پيدا

نشانِ الفت و پاتوقِ بيرجنديهاست

 كه از توان و نظرهاىِ هم شوند آگاه

كه خود مقدمه‏اى بر گِرِه گشائى‏هاست

 بُوَدْ جدا زهم اين‏سان توانِ ماناچيز

كه گردِ هَم اگر آئيم قدرتى كاراست

 ميانِ مردمِ ما خبرگان بسيارند

كه در تخصص شان همطراز كم پيداست

 خصوصاً آنكه همه مؤمن‏اند و كار آمد

 كه در كفايت وپاكى مقامشان والاست

 وجود موى ضعيفى به ريسمان نيروست

همين نتيجه زهمبستگى بِدان ماراست

 وجودِ محفلِ ما چون پلى‏است مستحكم

ميان آنچه كه در بيرجند و دراينجاست

 اساسِ مجمعِ ما بروِدادْ شد بنياد

 مراد ديدنِ همشهريان وزآنان ياد

 تلاش هست كه برنامه‏اش بُوَد جامع

خبر رسانى و امداد هست و گَه ارشاد

 گهى مطالبِ علمى درآن شَوَدْ مطرح

كه مى‏شَوَدْ همه از سوىِ خبرگان ايراد

 گهى مجالس تجليل مى‏شود تشكيل

براى مردم دانش پژوه يا استاد

 گهى مصاحبه باشد، گهى‏نظر خواهى

گهى به وقت ضرورت و خير استمداد

 چو نوش ونيش دراين رهگذر بود توأم

طبيعتاً شده برنامه شاد ويا ناشاد

 دراين ميان ز هنر هيچ غفلت نيست

نواى ساز وگهى شعر مى‏كند بيداد

 اگر معارفه با چهره‏هاى نو باشد

كه آشنائى وهمبستگى كند ايجاد

 دراين ميانه مديران بحق فداكارند

كه عاشقند چو در كوه بيستون فرهاد

                                    » احمد فرزانه «

 

 

مدیران و سازمانهای استان

اداره کل حراست استانداری

نقشه استان خراسان جنوبی

برای دریافت نقشه استان خراسان جنوبی با کیفیّت بالا اینجا کلیک نمایید

ارتباط مستقیم با استاندار

اداره کل روابط عمومی

سامانه پست الکترونیکی

نام کاربری
رمز ورود

حاضرین در سایت

75938657بازدیدکنندگان

نقشه شهر بیرجند برای موبایل

این برنامه نقشه شهر بیرجند برای موبایل می باشد.. این برنامه هم بر روی گوشی های سیمبین و هم بر روی گوشی های جاوا قابل استفاده است. برای ورود به نقشه کلید 5 را بزنید. برای زوم کردن 3 و برای زوم منفی از کلید 1 استفاده کنید. با استفاده از کلیدهای انتخاب می توانید از برنامه خارج شوید. دانلود نقشه

اوقات شرعی

اذان صبح  
طلوع خورشید  
اذان ظهر  
غروب خورشید  
اذان مغرب  

روز :  
ماه:  
شهر :

تصوير اتفاقي

20071101_1769490203_.jpg

ترجمه سایت